کتابخانه‌ی خصوصی حبیب سهرابی

The Milky Way...Planet Earth...IRAN...BIJAR... Private library of Habib Sohrabi

کتابخانه‌ی خصوصی حبیب سهرابی

The Milky Way...Planet Earth...IRAN...BIJAR... Private library of Habib Sohrabi

کتابخانه‌ی خصوصی حبیب سهرابی

« بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ »
* هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ به شرط اشاره به آدرس و نام وبلاگ بلامانع است.
* برای دیدن تصاویر با کیفیت بهتر ، بر روی آن‌ها کلیک/لمس کنید و در ادامه دریافت نمایید.

*** اصل ۲۳ قانون اساسی:
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۸ مطلب با موضوع «سرگذشت،زندگینامه،خاطرات، سفرنامه» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

نام کتاب : مرا ببخش مادر ( خاطرات دکتر علی طاهرزاده از سال‌های اسارت در شوروی )

FORGIVE ME MOTHER ( DR. Ali Taherzadeh's memoirs of the years of Captivity in the SOVIET )

تحقیق و تدوین: علی درازی

BY: Ali Derazi


ناشر: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری‌اسلامی‌ایران ( نشانی : تهران ، بزرگراه شهید حقانی (غرب به شرق) ، بعد از ایستگاه مترو ، بلوار کتابخانه ملی ؛ تلفن فروشگاه: ۸۱۶۲۳۳۱۵ - ۸۱۶۲۳۲۷۷ ؛ دورنگار: ۸۱۶۲۳۳۰۱ ؛ وب‌گاه: www.nlai.ir  ؛ پست الکترونیک انتشارات : Publication@nlai.ir )

تاریخ چاپ: چاپ اول ۱۳۹۴

تعداد صفحات : ۲۲۳ صفحه + مصور

شابک : ۹۷۸۹۶۴۴۴۶۴۱۴۰

* تاریخ ورود به کتابخانه شخصی : خرید از سایت اینترنتی « شهر کتاب آنلاین » ؛ تاریخ خرید: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ ؛ تاریخ تحویل: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷


جلد کتاب مرا ببخش مادر چاپ ۱۳۹۴ دکتر علی طاهرزاده

* معرفی و بررسی :


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل خاطرات دکتر علی طاهرزاده از کودکی و نوجوانی در ایران تا پناهندگی و فرار به کشور شوروی سابق و اسارت و زندانی شدن در آنجا و در نهایت بازگشت به ایران در زمان رژیم پهلوی می‌باشد.

کتاب از نظر  تایپ ، تقریبا پُر از غلط‌های تایپی است، یعنی به طور تقریبی در هر صفحه یک غلط تایپی وجود دارد و در بعضی صفحات تا سه غلط تایپی وجود دارد.

تعدادی از خاطرات تعریف شده هم قابل فهم برای من نبود و به عبارت دیگر فهمیدن خاطره‌ی تعریف شده سخت بود مثل ۱۳۸ و ۱۵۸ که با توجه به توضیحات آقای درازی در صفحات ۱۱ تا ۱۴ کتاب ، نباید چنین نامفهومی در مطالب کتاب به وجود می‌آمد.

با وجود این ، خواندن این کتاب که شامل خاطرات یک ایرانی در سرزمین شوروی سابق می‌باشد برای کسانی که به دنبال بهشت در سرزمین‌های بیگانه هستند خالی از لطف نیست. 

روزگاری شوروی را بهشت کارگران و زحمتکشان جهان می‌دانستند اما بعد از فروپاشی مشخص شد که آنجا هم نه بهشت حقیقی بلکه سراب بوده است. در آن زمان ، بودند کسانی‌که از سراسر جهان برای رفتن به این بهشت، خانواده و وطن خود را ترک کردند و دیگر نه رنگ وطن را به چشم دیدند و نه خانواده را؛ یا در اردوگاه‌های کار اجباری مُردند و یا تا زمان مرگشان هم اجازه‌ی خروج از شوروی را نداشتند و یا بعد از مرگ عزیزانشان از شوروی خارج شدند. نویسنده‌ی این کتاب زمانی به ایران بر می‌گردد که مادرش دیگر در دنیای خاکی نیست... 

طبق مطالب کتاب ، نویسنده تا زمان مرگ ازدواج نکرده بود اما در قسمت تصاویر آخر کتاب ، در زیر اولین عکس، نوشته شده که « دکتر طاهرزاده یکسال بعد از ازدواج - ایران ۱۳۴۹ » و در عکس پایین صفحه تصویری از نویسنده چاپ شده که مربوط به سال ۳۲در شوروی است که این اختلاف متن و تاریخ جای تعجب دارد که انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی چگونه چنین کتابی با این همه اشتباهات تایپی و ایجاد سردرگمی برای خواننده را، چاپ کرده است.

به هر حال خواندن این کتاب را به همه‌ی کسانی که در حال حاضر ، بهشت را در امریکا  جستجو می‌کنند توصیه می‌کنم تا از سرگذشت بهشت‌جویان شوروی ، درس عبرت بگیرند چرا که بدون هیچ شکی تاریخ در حال تکرار است... فقط اسم ها فرق می‌کند: کمونیست، امپریالیست، ...

دستگاه تبلیغات شوروی با شستشوی مغزی نوجوانان و جوانان، آنها را و نسلهای بعدشان را به بیراهه‌ی کمونیست کشید ، امروزه هم دستگاه تبلیغات امپریالیست و سرمایه‌داری به خصوص آمریکا ، در حال شستشوی مغزی است؛ به رفتار و تفکر کودکان و نوجوانان و بزرگسالانی که ماهواره را همنشین خود انتخاب کرده‌اند کمی دقت کنید ! و به نسل‌های بعدشان هم کمی فکر کنید !

مقدمه نویسنده


خاطره

جاسوس


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۲ تیر ۱۳۹۶


* تاریخ اولین مطالعه: شروع:یکشنبه ۹۷/۰۳/۲۷ (۱۸:۰۷) - پایان : سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ (۲۳:۰۹)

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: جنایتی که کرمان را تکان داد ( به همراه ۲۴ مقاله برگزیده مؤلف؛ چاپ شده در مجلات خارج کشور )

نویسنده: احمد پاکزاد

تاریخ چاپ: چاپ اول،تهران، ۱۳۹۲

انتشارات مهراندیش ( تهران، خ محمدگل نبی، خ زمرد( ناطق نوری) ، کوچه رامین، پلاک۲ ،واحد ۲ ؛ تلفن: ۲۲۸۸۱۱۳۵ - ۲۲۸۸۱۳۳۵ ؛ mehrandish@gmail.com )

تعداد صفحات: ۲۲۸ صفحه

شابک: ۹۷۸۹۶۴۶۷۹۹۸۶۸ | ISBN 9789646799868

* تاریخ ورود به کتابخانه شخصی : -تاریخ خرید: ۱۳۹۷/۰۲/۱۸ ، خرید از سایت اینترنتی « شهر کتاب آنلاین » ( www.shop.bookcity.org ) - تاریخ تحویل : ۱۳۹۷/۰۲/۲۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

* معرفی و بررسی: 


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل یک داستان یا بهتر بگویم شامل یک خاطره از نویسنده‌ی کتاب در سال‌های حضورش در شهر کرمان است که در خصوص جنایت و قتلی است که توسط یکی از کارمندان ساواک صورت گرفته است. نویسنده در حال حاضر مقیم کشور امریکاست.

کُلّ داستان در حدود ۵۰ صفحه است و مابقی کتاب ( در حدود ۱۸۰ ص ) شامل مقاله‌های نویسنده است که در مجلات فارسی زبان خارج از کشور به چاپ رسیده است و بیشتر آن‌ها نیز در حمایت و دفاع از دکتر مصدق می‌باشد‌. اگرچه این مقالات هم تا حدودی مناسب است( به جز مواردی خاص ) اما بهتر بود به جای این مقالات ، خاطرات دیگری از نویسنده بیان می‌شد تا هم ارج و منزلت کتاب بالا می‌رفت و این خاطرات کاری نویسنده از آن سالهای ایران و کرمان به یادگار باقی می‌ماند.

نویسنده در زمان دکتر مصدق، دانشجوی دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران بوده است (ص۱۷۸) . نخست وزیری مصدق از اردی‌بهشت ۱۳۳۰ تا مرداد ۱۳۳۲ بوده است که با کودتا از نخست وزیری برکنار شد.(ص۱۸۴)

داستان کتاب مربوط به سال ۱۳۳۴ شمسی است.

نویسنده در مقالاتش ، به خاطره‌ی سفرش به ایران اشاره‌ای دارد که جالب توجه و دقت است. همچنین در مقالاتش به برخی مسائل اشاره دارد که برای نسل جوان و به‌ویژه ماهواره‌ای‌ها مناسب است از جمله ماجرای « هخا » ، همان کسی که قرار بود با ۵۰ هواپیما به ایران بیاید و حکومت را سرنگون کند! این ماجرا ، من را یاد خاطره‌ای انداخت: فردی را می‌شناسم که همینک به لطف سهمیه ، کارمند دولت است؛ در آن سالهایی که قرار بود هخا و ولیعهد به ایران و تهران بیایند ، این فرد هم به تهران رفته بود حالا برای استقبال یا فقط دیدن ماجرا از نزدیک، الله العالِم؛ در خیابان ، گوشی موبایل این فرد را موتورسواری از دستش قاپ زده و دزدیده بودند. جالب اینجا که این فرد سهمیه‌دار جمهوری‌اسلامی‌ و در حال حاضر کارمند حکومت اسلامی، کلی عکس شاه و ولیعهد و فرح در موبایلش داشت که آن‌روزها باعث تعجب من و این روزها هم استخدامش باعث تعجبم است، حساب کن شاه‌دوست سهمیه بگیر جمهوری‌اسلامی‌! 

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲


* نکات چاپی کتاب:

۱. در خاطره‌ی تعریف شده که متن اصلی کتاب می‌باشد، نبود علامت گذاری به‌خصوص ویرگول ، خواندن را کمی سخت می‌کند و نیاز به دقت دارد.

۲. شعر صفحات ۵۲ و ۱۱۶ ، کلمه « کَی » درست است:

ای زبردست زیردست آزار

گرم تا کی بماند این بازار

به چه‌کار آیدت جهان داری

مردنت بِهْ که مردم‌آزاری (سعدی)

که به اشتباه در کتاب « کِی » نوشته شده است‌.


فکر کنم انتشارات مهراندیش ، نوشته‌های ایرانیان خارج از کشور را چاپ می‌کند که از این پس باید در خرید کتاب‌های این انتشاراتی دقت کنم!


* مطالعه‌ی اول : جمعه ۹۷/۰۳/۱۱ (۱۸:۳۴) -شنبه  ۹۷/۰۳/۲۶ (۲۳:۳۲)


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۳۹۷/۰۳/۲۷

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: کشتار یک ملت

نویسنده: آرنولد توین بی

ترجمه: محمد فاضل ملک نیا

انتشارات: نشر پرسش ( اصفهان - صندوق پستی ۸۱۷۳۵۳۱۶ )

تاریخ چاپ : چاپ اول اسفند ۱۳۷۴

شابک : ندارد

تعداد صفحات: کتاب ۱۲۶ صفحه دارد ( تعداد صفحات شماره گذاری شده توسط ناشر: ۱۱۹ ص)

* تاریخ ورود به کتابخانه‌ی شخصی: ۹۶/۱۲/۲۹

جلد کتاب کشتار یک ملت نوشته آرنولد توین بی ترجمه محمدفاضل ملک نیا نشر پرسش

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب یک کتاب تاریخی است که با استفاده از منابعی که معرفی می‌کند به کشتار ارمنی‌ها توسط امپراطوری عثمانی در سال ۱۹۱۵ ( در سالهای جنگ جهانی اول ) می‌پردازد.

 آن‌چیزی که من از کتاب فهمیدم این است که بعد از آغاز جنگ جهانی اول، ترکیه یا همان عثمانی آن‌زمان ، به نفع آلمان وارد جنگ می‌شود و مردان را به شرکت در جنگ دعوت می‌کند، اما ارمنی‌ها به این دلیل که این جنگ را جنگ میهنی( یا ملی) نمی‌دانند از شرکت در جنگ خودداری می‌کنند؛ حکومت عثمانی هم به همین بهانه و بهانه‌های دیگر تصمیم به تبعید ارمنی‌های به مناطق دور از جبهه می‌گیرند که در این تخلیه‌ی مناطق ارمنی‌نشین و نقل‌وانتقال و تبعید ، آن کشتار و جنایت معروف به « کشتار ارامنه » اتفاق می‌افتد که شامل گرفتن اموال و خانه، قتل و کشتار مردان و زنان، تجاوز به زنان و دختران و فروش آن‌ها ، مرگ و میر ارمنی‌های در مسیر انتقال بر اثر گرسنگی و مریضی و ...می‌شود.

بر اساس مطالب کتاب ارمنی‌های ایران( ارومیه و میاندوآب) هم در طول جنگ از مزاحمت امپراطوری عثمانی بی‌بهره نبوده‌اند. همچنین بر اساس کتاب ، کُردهای عثمانی نیز در این جنایت کمک‌کار ترک‌های عثمانی بود‌ه‌اند. 

بر اساس مطالب و فعل‌های کتاب، این طور به نظر می‌رسد که کتاب در همان سال‌های جنایت و یا مدت کمی بعد از آن نوشته شده است. 

بیشتر اطلاعات کتاب بر اساس گزارش کمیته امریکا (گ.ک‌‌.ا) می‌باشد.

همچنین کشورها(یا حداقل بخشی از کشورهای) عراق و سوریه جزو امپراطوری عثمانی بوده‌اند که ارمنی‌ها به آنجا تبعید شده‌اند .( حلب، دیرالزور، قونیه و ...)

برخی مطالب کتاب در خصوص تربیت و آموزش ارمنی‌ها ، بر اساس فرهنگ اروپا و تمدن غربی توسط مبلغان مذهبی امریکا ( ص ۳۱ ) ، که به نظر من این کار باعث تفاوت فرهنگشان با سایر مردم اطرافشان می‌شده است ، من را به یاد این ماهواره‌ای‌های کشور خودمان انداخت که از طریق ماهواره توسط بهائیان و فرهنگ غربی تربیت شد‌ه‌اند و این تفاوت فرهنگی و تربیتی باعث مشکلاتی در فرهنگ و جامعه شده است!. 

بعضی از مطالب کتاب مثل فروش زنان و دختران و ... انسان را به یاد اعمال « داعش » می‌اندازد.

همچنین ترجمه‌ی کتاب روان و قابل فهم است که باید از مترجم تشکر کرد. 

با این کتاب بعد از خواندن کتاب « شهر رزمنده » آشنا شدم.

ص ۳۵ کتاب: کشتار یک ملت ، نویسنده: آرنولد توین بی ، ترجمه: محمد فاضل ملک نیا ، انتشارات: نشر پرسش ، چاپ اسفند ۱۳۷۴

ص ۴۲ کتاب: کشتار یک ملت ، نویسنده: آرنولد توین بی ، ترجمه: محمد فاضل ملک نیا ، انتشارات: نشر پرسش ، چاپ اسفند ۱۳۷۴


* نکات چاپی کتاب: 

۱. کتاب دارای فهرست است اما شماره صفحات مطالب  نوشته نشده است.

۲. شماره‌گذاری صفحات کتاب از صفحه‌ی ۷ شروع می‌شود یعنی در صفحه ۷ کتاب شماره‌‌ی ۱ نوشته شده است.


  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: شهر رزمنده

نویسنده: محمدسعید اردوبادی

مترجم : ایرج نوبخت

چاپ: ایران- تهران ، چاپ اول زمستان ۶۱

ناشران: انتشارات کاوش ( تهران : خیابان انقلاب مقابل دبیرخانه‌ی دانشگاه تهران ، پلاک ۱۴۵۰ - تلفن: ۶۴۱۵۹۵ ) با همکاری نشر دنیای نو 

تعداد صفحات: ۴۳۲ ص.

شابک: ندارد

* تاریخ ورود به کتابخانه‌ی شخصی: ۱۳۹۶/۱۲/۱۸

جلد کتاب شهر رزمنده،محمدسعید اردوبادی،انتشارات کاوش،ترجمه ایرج نوبخت

* معرفی و بررسی:


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

۱. معرفی کتاب

۲. معرفی نویسنده

۳. اشکالات چاپی و نکات


۱. معرفی کتاب:

این کتاب در قالب یک داستان سیاسی و جاسوسی و گاهی عاشقانه به شرح وقایع و وضعیت شهر باکو و مختصری از کشور آذربایجان و عراق و ایران و چچن در سال ۱۹۱۸ (یعنی سال پایانی جنگ جهانی اول) می‌پردازد. کتاب یک سیر داستانی مشخص دارد و مسائل تاریخی را در همین سیر داستانی بیان می‌کند.به عبارت دیگر می‌توان گفت که کتاب یک کتاب با موضوع تاریخی است که اتفاقات را در قالب و زیر یک داستان بیان می‌کند. 

البته ممکن است خود داستان اصلی هم یک داستان واقعی باشد و یا حداقل در آن سال‌های جنگ واقعا اتفاق افتاده باشد اما اتفاقات تاریخی رخ داده در داستان(باکو) ، طبق آن‌چیزی که من از سایت «ویکی‌پدیا» فهمیدم، تطبیق تاریخی دارد .ضمن اینکه برخی اسامی نامبرده‌شده در کتاب ، وجود خارجی و واقعی داشته‌اند مثل شائومیان ،رئیس کمون باکو و... .


همچنین دوره‌ای که کتاب به آن پرداخته شامل چند نکته است:

 ۱. قبل از کشتار ارامنه به دست ترکها و به عبارت دیگر قبل از تشکیل ارمنستان است. 

۲. شاید همزمان با همان قحطی بزرگ در ایران است. که البته نویسنده اشارات مختصری به این دو موضوع و علل و عوامل آن‌ها نیز دارد.


۲. نویسنده:

بر اساس نوشته‌ی جلد پشت کتاب: « محمدسعید اردوبادی (۱۹۵۰-۱۸۷۲) از برجسته‌ترین نویسندگان آذربایجان است. او فعالیت ادبی را با مبارزه‌ی اجتماعی و سیاسی به هم آمیخته بود؛ همکاری با انقلابیون ایران در انقلاب مشروطیت، مبارزه‌ی مخفیانه علیه استبداد تزاری که به دستگیری و تبعید او انجامید، زندگی سرشار و پرتحرک اردوبادی را دربر می‌گیرد...»


۳. اشکالات چاپی و نکات کتاب:

۱. ترجمه، روان و خوب است اما در چاپ، اشتباهات و غلط‌های تایپی و نبود علامت‌های نوشتاری (نقطه، ویرگول) در متن دیده می‌شود، به‌خصوص در صفحات پایانی کتاب و همچنین در نام اشخاص و اماکن که موجب گیج‌شدن شد!


۲. در داستان، رگه‌های مخفی و آشکار از طنز و طنز تلخ وجود دارد که شاید اوج آن در صفحات ۲۱۴ و ۲۱۵ و ۲۱۶ باشد.


۳. بیان کردن برخی حقایق و واقعیت های تاریخی در قالب داستان و از زبان شخصیت‌های کتاب مثل ظلم خان‌ها و مالکین و شاهان ؛ و یا غیرقابل اعتماد بودن انگلیس و... .


۴. بیان کردن ماجراهای جالب و عبرت آموز و حیرت انگیز ‌.


۵. اشاره‌هایی به نحوه‌ی ایجاد تفرقه و کشت‌وکشتار بین مسلمان و ارمنی.


۶. در کتاب، به ایران و برخی شهرهای آن و وضعیت مردم آن شهرها  و مبارزات مرحوم میرزاکوچک خان ،اشاراتی شده است.

 کتاب شهر رزمنده،محمدسعید اردوبادی،انتشارات کاوش،ترجمه ایرج نوبخت

 کتاب شهر رزمنده،محمدسعید اردوبادی،انتشارات کاوش،ترجمه ایرج نوبخت۱

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: در کشور شوراها (یادداشت های سفر اتحاد جماهیر شوروی)

نوشته: محمد علی اسلامی نُدوشن

چاپ: فروردین ۱۳۵۴

ناشر: انتشارات توس

شابک: ندارد

تعداد صفحات: ۴۰۴ص + مصور

وضعیت کتاب: امانت( متعلق به کتابخانه‌ی شماره یک بیجار- مجتمع امیر نظام گروسی )

جلد کتاب در کشور شوراها

در کشور شوراها۳

*معرفی و بررسی:


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


این کتاب ، سفرنامه‌‌ی نویسنده‌ی آن به کشور « اتحاد جماهیر شوروی » در سال ۱۳۵۲ می باشد.

اتحاد جماهیر شوروی کشوری بود با مرکزیت روسیه و متشکل از چندین کشور کوچک و بزرگ مثل اوکراین، لیتوانی ، لتونی، ازبکستان، قزاقزستان،قرقیزستان،تاجیکستان، آذربایجان، ارمنستان و... (که تحت نفوذ روسیه بودند ) و مرام حکومتی آن‌ها سوسیالستی و کمونیستی بود. شوروی یکی از دو ابرقدرت جهان بود که در نهایت در جنگ سرد (جنگ بدون اسلحه‌ی گرم بین دو ابرقدرت جهان یعنی امریکا و شوروی) شکست خورد و از هم پاشید... .

نویسنده‌ی کتاب « در کشور شوراها » آقای « محمدعلی اسلامی ندُوشِن »، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بوده است و در قالب همین سِمَت دانشگاهی، بازدیدی از مراکز فرهنگی و مذهبی و دانشگاهی شوروی انجام می‌دهد.

نویسنده، دیده ها و شنیده‌هایش را از هر شهری که به آن سفر کرده نوشته است که شامل :

۱. بازدید و شرح نویسنده از خانه‌ی شاعران و نویسندگانی چون پوشکین و تولستوی و داستایووسکی و سایر مکان های فرهنگی ، تاریخی ، مذهبی و همچنین محله‌های نو و قدیمی شهرها

۲. دعوت و حضور نویسنده در جشن انقلاب اکتبر در لنین‌گراد که دومین شهر مشهور پس از مسکو در زمان شوروی سابق بوده است.

۳. انجام سخنرانی توسط نویسنده در برخی مکان های فرهنگی

۴. شرح مختصر و کوتاه اما جالب از وضعیت فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی مردم  و محیط های عمومی در شهرهایی که به آن‌ها سفر می‌کند.

۵. بیان برخی اطلاعات و دانستنی‌های تاریخی و فرهنگی و نکات زیبا و ظریف درباره سنت‌ها و ... که جالب و خواندنی است.

۶. قرار دادن تعدادی عکس از برخی مکان‌ها ، اشیاء و شخصیت‌ها 

* در کتاب، مطالبی هست درخصوص استفاده از زن‌ها به تقلید از غرب در کشور سوسیایستی شوروی و تعجب نویسنده از این موضوع ، باید گفت که امروزه نیز در جمهوری اسلامی از زن‌ها در فروشگاه‌ها، مغازه‌ها، ادارات دولتی و خصوصی و ... استفاده می‌شود . انگار برای کنترل بر یک کشور و جامعه باید از زن‌ها استفاده کرد چراکه نقش محوری دارند؛ به عبارت دیگر با تسلط بر ذهن و رفتار زن‌های یک جامعه ، می‌توان بر ذهن و رفتار یک ملت و یک خانواده تسلط داشت!

اینجا بحث از ارائه‌ی خدمات توسط زنان کارمند به جامعه‌ی زنان و دختران مراجعه کننده نیست (شاید نیت این باشد) بلکه بحث در مورد نحوه‌ی بکارگیری و استفاده از زنان و همچنین متمایل کردن آقایان به فساد است. 

سؤالم این است:

مگر ما مسلمان نیستیم و این حکومت اسلامی نیست؟ مگر شیطان کارش وسوسه و ایجاد فساد نیست؟ آیا بودن یک مرد و زن نامحرم ( به اسم همکار بودن و یا هر اسم دیگری ) در یک اتاق و به مدت چند ساعت در روز و گاهی روبروی هم ( و چند سال همکار بودن ) تولید فساد نمی‌کند؟  وقتی ما شرایط فساد را مهیا کرده‌ایم( قرار دادن زن و مرد نامحرم در کنار هم) آیا این‌کار خدمت‌رسانی به مراجعین زن است یا کمک‌رسانی به شیطان؟ مگر ما به دنبال ایجاد شغل نیستیم؟ نمی‌شود در یک اداره‌ای ، اتاق کارمندان زن از اتاق مردان جدا باشد ؟ حرفم را فهمیدی!؟ یعنی در هر اداره‌ای ، برای هر قسمتی دو کارمند وجود داشته باشد ، یکی زن و یکی مرد اما جدا از هم! کارمند زن ، به کارها و پرونده‌های کارمندان زن و کارهای مراجعین زن رسیدگی کند و کارمند مرد به کارها و پروند‌ه‌های آقایان؛ این کار چه اشکالی دارد؟ بودن زن و مرد نامحرم در کنار هم و گاهی در یک اتاق دربسته چه حُسنی دارد که اینقدر روی آن تاکید می‌شود؟ چرا باید در یک اداره، پرونده‌ی کاری و یا هر پرونده‌ای که مربوط به زنان است ، در دست کارمند مرد باشد و برعکس! چرا کارهای زنان به زنان و کارهای آقایان به آقایان واگذار نمی‌شود؟چه اصراری هست که زن و مرد با هم مخلوط باشند؟! (این مطلب را بر اساس وضعیتی که در دهه‌ی نود شمسی وجود دارد و بخصوص در زمان نوشتن این مطلب دیده‌ام و فهمیده‌ام نوشته‌ام و ممکن است با دهه‌های قبل و یا بعد تطابق نداشته باشد)

* مطالبی در کتاب هست که شاید نظر و تفکر نویسنده است و یا شاید در زمان و روزگار نویسنده ، موضوعی مهم و قابل توجه بوده است اما به نظر من ساحت قلم را لکه دار کرده و البته این مطالب مخصوص همان دهه و جماعت با آن طرز فکر می‌باشد ( اگرچه امروزه این جماعت و این نوع تفکر در جهان در حال افزایش است) ... ؛ علی‌رغم همین  نکات کوچک منفی، این کتاب ارزش خواندن دارد به‌خصوص فصل آخر کتاب با نام «انسان نو» که آن‌را در برخی جهات مطابق با وضعیت امروز ایران می‌دانم. نظر و دید وسیع نویسنده به وضعیت و آینده‌ی شوروی و مردمش جای تحسین دارد. نمی‌دانم آیا از بزرگان آن‌زمانِ شوروی، کسی این کتاب و این فصل را خوانده بوده و اگر خوانده به این مطالب به دیده‌ی تمسخر و تحقیر نگاه کرده و یا خطر را درک کرده بودند... بگذریم به هر حال شوروی از هم پاشید اما امیدوارم که مسئولان امروز ایران و خود مردم ایران، حداقل فصل آخر این کتاب را بخوانند ...


* کتاب دارای غلط‌های تایپی و چاپی است که البته ناشر در آخرین برگ کتاب به این غلط‌های چاپی اشاره نموده است تا خواننده آن‌ها را اصلاح کند، اما خودِ این غلطنامه هم غلط‌هائی دارد.

* در هنگام مطالعه‌ی کتاب ، از مهر روی صفحه‌ی اول کتاب متوجه شدم که اولین کتابخانه‌ی عمومی شهرستان بیجار در سال ۱۳۵۱ تأسیس شده است.

در کشور شوراها ۲

حبیب سهرابی

بیجار گروس

۷ اسفند ۹۶

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: تروریسم صهیونیستی

نوشته: مجید صفاتاج

چاپ اول ۱۳۸۱

ناشر: جمعیت دفاع از ملت فلسطین

تعداد صفحات: ۲۷۲ ص

شابک: ۹۶۴۹۴۰۷۲۰۰ | ISBN 9649407200

تاریخ ورود به کتابخانه: دیماه ۱۳۹۶

جلد کتاب تروریسم صهیونیستی

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


این کتاب در ابتدا به تعریف تروریسم و انواع و انگیزه‌های آن  و سپس به شرح بخشی از فعالیت‌های تروریستی صهیونیست‌ها در سطح جهان و هر کجا که منافعشان اقتضا کند می‌پردازد و به طور ویژه با استفاده از اسنادی که در پاورقی کتاب معرفی می‌کند، اعمال تروریستی صهیونیست‌ها را بر اساس تاریخ و مکان بر علیه مردم فلسطین بیان می‌کند. اطلاعات مربوط به کتاب تقریبا تا سال ۱۳۸۱ می باشد.

در پایان کتاب ماجرای انفجار سفارت ایران در سوریه با استفاده از بسته‌ی پستی و اسارت چهار دپیلمات ایرانی و انتقال آن‌ها به اسرائیل نوشته شده است؛ مطلبی که متوجه شدم اینکه همراه با ماشین این چهار دیپلمات یه ماشین محافظ بوده است. 


تا قبل از مطالعه‌ی این کتاب فکر می‌کردم که غصب فلسطین بعد از جنگ جهانی دوم و به بهانه‌ی ماجرای هلوکاست بوده است اما با توجه به مطالب این کتاب مراحل اشغال و تصرف و تسلط بر فلسطین و ترور و کشتار فلسطینی‌ها قبل از شروع جنگ جهانی دوم صورت گرفته و بعد از جنگ،  صهیونیسم جهانی اقدام به تشکیل حکومت اسرائیل نموده است.

در کتاب به چند کتاب خاطرات از صهیونیست‌ها در مورد کشتار و جنایاتشان در فلسطین اشاره شده که برخی از آنها ترجمه‌ی فارسی شده‌اند ، با توجه به اینکه این کتابها خاطرات هستند ای کاش همگی آنها به فارسی ترجمه و در دسترس عموم قرار می‌گرفتند.

این کتاب و چند کتاب دیگر را در دیماه یا شاید قبل‌تر ، در کتابخانه شهید نجات اللهی بیجار با کتاب الارشاد شیخ مفید عوض کردم.

* اگر می‌خواهید این کتاب را هدیه بگیرید با من تماس بگیرید: ۰۹۱۸۴۱۵۷۹۹۵

حبیب سهرابی

بیجار گروس

سه‌شنبه ۱۷ بهمن‌ماه۱۳۹۶

--------------

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

-------------

کتاب تروریسم صهیونیستی

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰
نام کتاب: اجاق سرد همسایه
جمع آوری : اتابک فتح الله زاده
انتشارات : معین
سال چاپ: ۱۳۸۷ | مصور | ۲۲۷ ص
تاریخ ورود به کتابخانه: ۱۳۹۶/۰۵/۱۱
* تصاویر:
اجاق سرد همسایه

صفحه ای از اجاق سرد همسایه


* معرفی و بررسی:

به نام خدا
این کتاب شامل خاطرات تعدادی از طرفداران شوروی سابق است، یعنی همان سرسپردگان شوروی که هیچ زبانی را نمی فهمیدند جز اینکه شوروی بهشت است !؛ درست مثل علاقمندان و سرسپردگان فعلی آمریکا و غرب در ایران. 
برای اینکه وضعیت فکری این افراد را درک کنید فقط کافی است به این جماعت عاشق آمریکا در زمان خودمان نگاه کنید، آنوقت درک اینکه چرا این جماعت نسبت به شوروی اینقدر ساده ، خوشبین و متعصب بودند برایتان راحت تر می‌شود.
آقای فتح‌الله‌زاده در قسمت پایانی کتاب(مصاحبه) دقیقا به این مطلب اشاره می‌کنند و از خوشبینی به غرب و امریکا در زمان خودمان انتقاد می‌کنند.
خوب، عده‌ایی برای مبارزه و یا زندگی و ... به شوروی رفتند. شوروی که به ملت خودش رحم نمی‌کرد با این همه فدایی و علاقمند خارجی چکار می‌کرد؟ فکر کنم «بهره کشی اقتصادی» بهترین روش بود تا اینکه این افراد را مسلح می‌کرد و برای آزادی و مبارزه به ایران می‌فرستاد، به هرحال، مبارزه خرج دارد.
سرگذشت آخر کتاب، غم‌انگیزترین ماجراست چراکه فرد گوینده، سرسپردگی و علاقه‌ای به مهاجرت نداشته و فریب می‌خورد... اما سایر سرگذشت ها شامل این جمله می‌شود «« خود کرده را تدبیر نیست »» ...

و البته در سرگذشت اول، مظلوم نمایی برای بهاییان جز از چنین افرادی بر نمی‌آید که هم خود را بر باد دادند و هم خانواده خود و دوستانشان را.

از زمانی که فهمیدم ایرانی‌هایی هم بوده‌اند که در اردوگاه‌های کار اجباری در شوروی زندانی بوده‌اند به خواندن خاطراتشان علاقمند شده‌ام، به ویژه زندگی اجتماعی و فرهنگی . اولین کتابی هم که خواندم کتاب « جدال زندگی » نوشته‌ی « فریدون پیشواپور » بود که کتابی زیبا و جالب هستش که اگر عمری باقی بود در مورد این کتاب هم می‌نویسم اما همین یک نکته که این کتاب جدال زندگی ، زیباترین و جالب‌ترین و کامل‌ترین کتابی است که درخصوص زندگی شخصی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی تا الان خوانده‌ام.
حبیب سهرابی
بیجار گروس



  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

* مشخصات کتاب:

نام: بدون شوهرم هرگز | Nicht ohne meinen Mann 

نویسنده: یوستینه هارون مهدوی | Justine Harun-Mahdavi

انتشارات: مهراندیش |۴۸۸ ص | مصور

چاپ: ۱۳۹۵

قیمت: پشت جلد ۳۶ هزار تومان

تاریخ ورود به کتابخانه: ۱۳۹۶/۰۸/۲۹

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


کتاب «بدون شوهرم هرگز» شامل خاطرات نویسنده‌ی کتاب که یک زن آلمانی با شوهری ایرانی است -و هر دو از مخالفان نظام جمهوری اسلامی هستند- می‌باشد.

مطالب کتاب، ترکیبی از مسائل سیاسی و تاریخی ،  برخی مطالب کلیشه‌ای و شعاری، خاطرات نویسنده و برداشت‌های شخصی نویسنده از ایران و مسائل مربوط به آن است که با توجه به بیان برخی حقایق، قابل تأمل است.

نویسنده خاطراتش را از زمان آشنایی با شوهرش و سپس ازدواج، سفر به ایران(۱۱سال قبل از انقلاب)  و زندگی در ایران، دستگیری شوهرش در حکومت شاهنشاهی و خروج از ایران به دلیل انقلاب و... بیان می‌کند.

در واقع نویسنده به بیان خاطرات خود و شوهرش می‌پردازد که شوهرش ، شخص اول خاطرات و همچنین قهرمان آن است و در کنار آن به بیان سایر مسائل می‌پردازد.

همسر نویسنده (مسعود) در حکومت شاهنشاهی دارای مسئولیتهای متعددی بوده که شامل مدیریت هنرستان فنی کرمان، شهرداری مشهد در دو دوره؛ و به صورت همزمان: سمت بازرسی عالی وزیر، ریاست دانشسرای عالی تربیت معلم متعلق به فرح پهلوی و مسئول فدراسیون هندبال که همزمان شهردار مشهد هم بوده است.

نویسنده‌ی کتاب و همسرش از مخالفین نظام جمهوری‌اسلامی و با توجه به متن کتاب از علاقمندان به شاه هستند و از شاه با احترام یاد می‌کند(فصل ۸ و در صفحات ۶۵، ۱۴۸، ۲۹۵و۲۹۶، ۴۰۵، ۴۰۸و...) و شاید به همین دلیل است که قصد تطهیر چهره شاه را در ذهن خوانندگانش دارد و علت مشکلات کشور در زمان شاه را، به گردن اطرافیان شاه می‌اندازد و او را بی‌خبر نشان می‌دهد؛ اگرچه گاهی از این بی‌خبرے و بی‌توجهے شاه انتقاد می‌کند. اما واقعیت این‌است که وقتی فردی کاری را قبول می‌کند تمام مسئولیت آن بر عهده‌ی آن شخص است و انداختن مشکلات به گردن دیگران چیزی را حل نمی‌کند. البته نویسنده یک طنز بی‌مزه را هم در لابلای خاطراتش آورده است و آن این است که به خواننده تلقین می‌کند که این اواخر(یعنی قبل از پیروزی انقلاب) کارها در حال درست شدن بوده است و اگر انقلاب نمی‌شد مسائل کشور با وجود همسرش (مسعود) و افرادی امثال او حل می‌شد؛انگار که همسر ایشان اولین شخصی هستند که در خارج تحصیل کرده و به کشور بازگشته‌اند!....

نویسنده ، انقلاب اسلامی را ماجرای تأسف برانگیز(ص۴۰۳) و آنرا پایان فرهنگ ایران و... می‌داند(۴۰۸) و همچنین از انقلابیون با نفرت(۲۳۸) و تازه رسیده‌ها(۳۸۵)  و اهریمنان (۴۳۵) یاد می‌کند؛ انگار خانم نویسنده فراموش کرده که خودش تازه به ایران رسیده و مردم ایران و مذهبی‌ها از چند قرن قبل ساکن و مالک این آب و خاک بوده‌اند و خودشان باید سرنوشت ملک و مملکتشان را مشخص کنند نه خارجی‌های تازه رسیده!


... نویسنده در فصل ۱۳ کتاب (بازی سرنوشت) در تعریف ماجرایی گنگ و نامعلوم ، علت خروج خود و فرزندانش(و بعد شوهرش) را بعد از انقلاب از ایران بیان می‌کند. 

جالب در این فصل این است که مسعود(همسر نویسنده) بی هیچ دلیل منطقی، تصمیم به خروج خانواده از ایران می‌گیرد و بر خلاف فصل‌های قبل که نویسنده از او یک قهرمان که در مقابل مشکلات می‌ایستاد، ساخته بود در اینجا بدون مقاومتی تصمیم به خروج از ایران می‌گیرد ....   وقتی بعد از مدتی بر می‌گردد دائم دچار توهم دستگیری و در خطر بودن است، در حالیکه راحت از فرودگاه که دارای گیت بازرسی است داخل و راحت هم از کشور خارج می‌شود. 

نویسنده در فصل های بعدی هم بیان می‌کند که خودش و فرزندانش، در بعد از انقلاب در دو یا سه نوبت (با تفاوت زمانی)  به ایران می‌آیند و هر بار دچار توهم  «خطر» هستند؛ اما هر بار بدون خطری وارد کشور شده و خارج می‌شوند اما باز نویسنده از توهم خطرناک بودن سفر به ایران دست برنمی‌دارد.

در فصل های پایانی، نویسنده ژست جهان وطنی به خود می‌گیرد و برای ملت‌های خاورمیانه و افریقا و... آرزوی صلح و آرامش دارد!


*** برخی نکات قابل توجه:

» ناشر در معرفی کتاب از عنوان(... اقامت در شهرهای مختلف ایران) استفاده کرده که با توجه به متن کتاب ، نویسنده ساکن تهران، کرمان و مشهد بوده و شهرهای دیگر را مثل ساری و اصفهان و... به صورت تفریحی ، مسافرت کرده است، که اقامت محسوب نمی‌شود!

» نویسنده شوهرش را مسلمان معرفی می‌کند اما می‌گوید که شوهرش هرگز از عقایدش حرف نمی‌زند! و جالب اینکه پسرشان را به مهدکودک مسیحی‌ها و مدرسه‌ای با رئیس یهودی و سپس با حساسیت خاصی به دبیرستان یهودیان مے فرستند!... و نویسنده از هدایت خلق‌های بلوک شرق توسط پاپ ژ.پ.دوم و از آرزوی رسیدن خاورمیانه و... به آزادی با انتخاب پاپ ب.شانزدهم حرف می‌زند و از کناره‌گیری او متأسف است اما آقا مسعود مسلمان ما به احتمال زیاد همچنان ساکت است و از عقایدش حرف نمی‌زند!

» معرفی هویدا به عنوان یک خدمتگزار مملکت!

» اشتباه گرفتن عید نوروز به عنوان عید مذهبی در مقابل عید کریسمس (ص۲۶۱)؛ در حالیکه عید نوروز آغاز بهار و رویش زمین است اما عید کریسمس تولد حضرت عیسی علیه‌السلام است.

» ایراد به فرهنگ قربانی کردن و ذبح گوسفند در اسلام 

» ایراد به حکومت مسیحیان و مسلمانان در برخورد با مخالفانشان ،بدون اشاره به حکومت یهودیان(اسرائیل)

» و در نهایت مطالب کتاب در قالب یک داستان عاشقانه بیان می‌شود...

____________________________

چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶

۲۲:۵۳

* https://instagram.com/Habib.sohrabi_bijar

______________________ تصاویر _______________________


جلد کتاب بدون شوهرم هرگز


مشخصات بدون شوهرم هرگز


صفحه ای از بدون شوهرم هرگز



  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi