کتابخانه‌ی خصوصی حبیب سهرابی

The Milky Way...Planet Earth...IRAN...BIJAR... Private library of Habib Sohrabi

کتابخانه‌ی خصوصی حبیب سهرابی

The Milky Way...Planet Earth...IRAN...BIJAR... Private library of Habib Sohrabi

کتابخانه‌ی خصوصی حبیب سهرابی

« بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ »
* هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ به شرط اشاره به آدرس و نام وبلاگ بلامانع است.
* برای دیدن تصاویر با کیفیت بهتر ، بر روی آن‌ها کلیک/لمس کنید و در ادامه دریافت نمایید.

*** اصل ۲۳ قانون اساسی:
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.

۱. در تنهایی‌ها « خدا » را یاد کن تا شیطان تو را یاد نکند.
۲. از دوستانت با « فکرهای منحرف » دوری کن و به خاطر این‌کار تأسف نخور چون فکر منحرف ، کم‌کم تو را منحرف می‌کند و روزی می‌رسد که انحرافت از فکر گذشته و به عمل کردن می‌رسد.
۳. « رازهایت » را با کسی در میان نگذار و آن‌ها را در « قبرستان سینه » دفن کن.
۴. « چشم‌چرانی » تنها راه نفوذ شیطان است. چشم‌ها را از گناه و دیدن گناه باز بدار تا خدا خوبی‌ها را به تو نشان بدهد؛ « نگاه به نامحرم » از تیرهای شیطان است که « مستقیم » به طرف قلب شلیک می‌شود.
۵. یکتاپرست باش و بت‌پرستی را کنار بگذار‌. سپاس و ستایش و احترام بیش از حد و بی‌منطق و خود را برای دیگران سبک کردن ، بت‌پرستی است.
۶. « نامرد » کسی است که « نان و نمک » دوستش را می‌خورد و پشت سر ناموس او حرف می‌زند.
۷. مواظب باش « شور و هیجان » یا « عصبانیت و خشم » ، عقلت را مختل نکند و بر روی رفتارت اثر نگذارد. در مورد هر کاری فکر کن تا در آینده تأسف نخوری! .
۸. فقط گوسفند «بع‌بع...» می‌کند، پس همیشه « بله » گفتن را گنار بگذار و « نه » گفتن در « کارهای نادرست » را تمرین کن.
۹. « مشکل » همیشه هست، فقط مُردگان همیشه بدون مشکل هستند. باد با چراغ خاموش کاری ندارد،
اگر در
سختی هستی،
بدان‌که روشنی.
۱۰. مسئولیت تمام کارهایت را بر عهده بگیر.
۱۱. تفاوت بین « خوب » و « بد » را بفهم.
۱۲. در کارهای خوب داوطلب شو.
۱۳. چنان زندگی کن که همواره بتوانی بدون « تأسف و شرم » به گذشته‌ات نگاه کنی.
۱۴. بر روی « دین » و « اعتقادات » و « ناموست » که تنها راه‌های دوام و ماندگاری و آبروی تو هستند « غیرت » داشته باش.
۱۵. اگر در جایی اعتقاداتت به خطر افتاد از آنجا دور شو و به خدا پناه ببر.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۰
  • ۰

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


نام کتاب: در ماگادان کسی پیر نمی‌شود ( یادمانده‌های دکتر عطاءالله صفوی از اردوگاه های دایی یوسف )

به کوشش اتابک فتح الله زاده

نوبت چاپ: چاپ ششم ۱۳۹۴ [ چاپ اول در سال ۱۳۸۳، نشر ثالث]

تعداد چاپ: ۷۷۰ نسخه [ ! ]

ناشر: نشر ثالث ( سایت اینترنتی: www.salesspub.com ؛ پست الکترونیکی: info@salesspub.com ؛ دفتر مرکزی : خیابان کریمخان زند/بین ایرانشهر و ماهشهر/پ۱۵۰/ط.چهارم/تلفن: ۸۸۳۰۲۴۳۷ | فروشگاه: خ. کریمخان زند/ بین ایرانشهر و ماهشهر/ پ۱۴۸/ تلفن: ۸۸۳۲۵۳۷۶)

تعداد صفحات: ۳۶۲ صفحه + مصور

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۰۶۴۲ | ISBN 978-964-380-064-2

* تاریخ ورود به کتابخانه‌ی شخصی: مرداد ۱۳۹۶

* مطالعه‌ی دوم: از  ۱۴ مهر ۱۳۹۷(۱۷:۱۷) تا ۲۳ مهر ۱۳۹۷(۱۲:۵۶)



جلد کتاب در ماگادان کسی پیر نمی شود خاطرات عطاالله صفوی

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


این کتاب شامل خاطرات و یادمانده‌های یک ایرانی از اعضای حزب توده می‌باشد که برای فرار از مجازات و همچنین رفتن به بهشت کمونیسم از ایران می‌گریزد و به شوروی می‌رود اما پس از ورود، حدود نه سال در اردوگاه‌های کار اجباری و تبعید گرفتار می‌شود و می‌شود زندانی شماره‌ی ۳۲۴-۰  ... . در بهشت شوروی ، این افراد را به اتهام عبور غیرمجاز از مرز شوروی ( که چندان هم بی‌جا نبوده) و جاسوسی برای ایران و امریکا به حبس‌های بلند مدت و زندانی شدن در سیبری محکوم می‌کردند.

عطاءالله صفوی خاطراتش را بنا به درخواست اتابک فتح‌الله‌زاده و به صورت نامه برای فتح‌الله‌زاده ارسال می‌کرده و فتح‌الله‌زاده هم این نامه‌ها را به صورت کتاب منتشر کرده است ؛ لذا نویسنده‌ی اصلی خاطرات ، صفوی است که خاطراتش به کوشش فتح‌الله‌زاده به چاپ رسیده است.

ماگادان در شرق روسیه و در سیبری قرار دارد و نام یکی از مناطقی است که اردوگاه‌های کار اجباری در آنجا قرار داشت و  زندانیان در آنجا به دلیل سرما و کارسخت و ... به سن پیری نمی‌رسیدند.

نویسنده در این خاطرات به طور تقریبی تصویری روشن و قابل درک از اوضاعِ اجتماعی ،فرهنگی و اداری آن‌روزهای شوروی و محیط اردوگاه‌های کار اجباری و وضعیت مهاجران ایرانی مقیم شهر دوشنبه ارائه می‌دهد. خاطرات ورود به شوروی مربوط به سال‌های ۱۹۴۷ به بعد است.

خواندن این کتاب برای همه سنین مفید است تا از خواب بهشت‌های آن‌ور آب بیرون بیایند. این کتاب و کتاب‌هایی از این نوع ، سرگذشت کسانی‌ست که روزگاری می‌گفتند « دین افیون ملت‌هاست» و برای مبارزه با خدا و دستوراتش چه حرف‌ها که نگفتند و چه کارها که نکردند و در عاقبت هم ، گرفتار همان بهشتی شدند که می‌خواستند برای مردم ایران و یا سایر ملت‌ها بسازند: بهشت کمونیسم، که وقتی خودشان به آنجا رفتند تازه فهمیدند که با دست خود چه جهنمی برپا کرده‌اند؛ داستان این افراد ، داستان همین ماهواره‌ای‌های روزگار خودمان است. همین‌ها که چاک دهان را باز می‌کنند و از تمدن و آسایش و پیشرفت به شرط کنار آمدن با غرب سخن می‌گویند و دین و مذهب و عقایدمان و عقاید خودشان را خرافات و عقب افتادگی، و اعتقاد به استقلال و مبارزه با زورگویی را دلواپسی و مزدوری می‌خوانند و تسلیم و سازش را عامل رونق و گشایش و تمدن می‌دانند ، همین جماعتی که تعهد به خدا و خود و خانواده و پایبندی به اخلاق را اُمُّلی و قدیمی می‌دانند و تبدیل شده‌اند به مردانی با چشمان هیز به دنبال زنان نامحرم ، و زنانی با چشمانی مست و ملنگ و روابط عمومی آزاد به دنبال مردان نامحرم.

ماهواره و رؤیای آزادی، آن‌ها را تبدیل به مردانی کرده که زنانشان را نیمه‌لخت و با لباس‌های چسبان و هوس‌ساز و شهوت ساز و آرایش‌های غلیظ و چشم‌گیر و برای دید زدن مردان نامحرم و نمایش عمومی در خیابان‌ها می‌چرخانند و تازه ژست روشنفکری هم می‌گیرند و به آدم‌های با تیپ مذهبی جور خاصی هم نگاه می‌کنند ؛ و زنانی ساخته که به اسم کلاس و مد ، خود را وقف عمومی کرده‌اند ؛ با آرایش دختران تازه عروس، همه جا هستند و انگار که عروس هزار دامادند ؛ با پوشش‌ زنان دیسکو و حرکاتی مرد راه‌انداز ؛ و گرم و صمیمی با همکاران مرد !  و جالب اینکه بیشتر مردان نامحرم از دیدن این زنان ،راضی و مردانِ محرمشان از آن‌ها ناراضی!؛ 

 باید آفرین گفت به «ساکنان ماهواره » که «هرزگی» را به عنوان « آزادی » به این مردها و زن‌ها قالب کرده‌اند و باید به صداوسیمای جمهوری‌اسلامی‌ گفت که مدیریت و اتاق فکر و برنامه‌ریزی را از این‌ شبکه‌های ماهواره‌ای یاد بگیرید.

؛ و اما بدتر از هر چیز ، فرزندان این خانواد‌ه‌ها هستند ، فرزندانی که غیرت را از اینچنین پدران و حیا را از اینچنین مادرانی به ارث می‌برند! و فکر کنید به چند نسل بعد این زنان و مردان! ، غیرت و حیای چند نسل بعدی این افراد دیدن دارد! .

بگذریم ، عاقبت سینه‌چاکان رؤیای«  بهشت کمونیسم» این شد که امروز از جهنم کمونیسم خاطره‌های وحشتناک تعریف می‌کنند و کتاب‌ها می‌نویسند  ؛ تا ببینیم عاقبت این عاشقان سینه‌چاکِ رؤیای « آزادی » و « زندگی غربی » چه خواهد شد .  

* * *

در کتاب از افراد زیادی اسم برده شده است که تعدادی از این افراد ، خاطراتشان را به صورت کتاب به چاپ رسانده‌اند مثل مرحوم غلامحسین بیگدلی، مهرعلی میانجی ، علاءالدین میرمیرانی ، علی طاهری ، فریدون پیشواپور، ناصر زربخت و... تعدادی هم بدون نام و نشان و یا با بدنامی برای همیشه در شوروی گم‌وگور شدند!.


اما نکاتی که در کتاب برایم جالب بود:

در ص۷ کتاب : « تقدیم به خلیل ملکی ... که آزادی را قربانی عدالت نکرد . »

این مطلب که آزادی را قربانی عدالت نکرد از نظر من حرفی احساسی و بدون فکر و منطق است! و شاید از روی حقه‌بازی و یا شاید نادانی است ( که إِن شَاءَ اللّٰه از روی نادانی‌ست).  در جایی که عدالت نباشد آزادی هیچ ارزشی ندارد و برعکس. برای مثال : بردگان سیاه‌پوست آمریکایی را در نظر بگیرید که بعد از لغو قانون برده‌داری، آزاد شدند اما چون عدالتی نبود لذا همین سیاه‌پوستان آزاد شده ، مجبور شدند! بار دیگر با میل خود برای اربابان سابقشان مشغول به کارگری شدند ... . البته این به آن معنی نیست که برده بودن بهتر از آزاد بودن است بلکه منظورم اینست که شرط عدالت، آزادیست و شرط آزادی، بودن عدالت است و اگر عدالت باشد و آزادی نباشد و برعکس، ارزش چندانی ندارد. حرف زدن از آزادی بدون وجود عدالت ، می‌شود قانون جنگل؛ می‌شود همین بهشت کمونیسم با اردوگاه‌های کار اجباری!  ... .

همین افراد ضد دین مثل آقای اتابک فتح‌اله‌زاده با همین جملات گُنده و نامفهوم و قلمبه‌سلمبه عده‌ی زیادی از جوانان خام را از راه به‌در کرده و به راه‌های دور و دراز و خسته کننده می‌اندازند درست مثل زمانی که بی‌خداها و کمونیست‌ها و بابیان و بهاییان و ... جوان‌های زیادی را از این آب و خاک و مذهب‌شان جدا کردند و در دام شوروی و انگلیس و... رها کردند و امروز خاطراتشان را می‌خوانیم و متوجه می‌شویم که این افراد هر چیزی شدند جز مسلمان درست و حسابی و مؤمن و خادم به مردم و میهن ... . شما حساب کنید که وضعیت کشور در حال حاضر که به دست عده‌ای هستش که ادعای خدا ترسی و پیغمبر شناسی دارند شده است این که با بی‌لیاقتیشان موجب اختلاس واحتکار و گرانی و بیکاری و مجردی و بیزار شدن عده‌ای از دین شده‌اند حالا فکر کنید که اگر این جماعت ضد خدا بر این مُلک و ملت مسلط می‌شدند چی می‌شد یا اگر این جماعتِ هفتاد و دو عقیده‌ی ماهواره‌ای مسلط شوند چه می‌شود! . مرحوم صفوی هم در پایان خاطراتش می‌نویسد:«... ایران دوستان آزادی خواه و عدالت جو را نمی توان به زانو درآورد» ، در اینجا نویسنده  آزادی و عدالت را در کنار هم قرار داده است، حالا چرا آقای فتح الله زاده آزادی و عدالت را مقابل هم قرار داده و یا جدا از هم ، نمیدانم.

نکته دیگر اینکه احساس می‌کنم که آقای اتابک فتح‌اله‌زاده در نوشته‌ها و مطالبی که در آن‌ها حضور دارد به نوعی قصد تطهیر   برای بابیان و الخصوص بهاییان را دارد . این احساس را در خواندن این کتاب و یکی-دو کتاب دیگر از ایشان داشته‌ام و دارم... .

از نکات دیگر این خاطرات ، عرق خوری خانواد‌ه‌های ایرانی و مسلمان و بعضی سادات( مثل پدر نویسنده) است که طبق دستور اسلام و قرآن ، خوردن این‌گونه خوراکی‌ها حرام و ممنوع است، حالا این‌ها چه جور مسلمان و چه جور ساداتی بوده‌اند جای تعجب دارد! و جای دقت دارد که منشأ و عامل این کج‌رفتاری و انحطاط اخلاقی چه چیزی بوده است؟! نکته‌ی ظریف و جالب اینکه مصرف نوشیدنی‌های الکلی در حال حاضر  در بین خانواده‌های ایرانی به مبارکی وجود ماهواره در حال افزایش است!

ص ۲۹ کتاب، مطالب و نکات دقیق و جالب و پراهمیتی دارد:« ... آنها مغزهای خالی ما را با تبلیغات پُر می‌کردند و ما هم این تبلیغات را عین حقیقت می‌پنداشتیم...» : واقعیت این‌است که امروزه هم خیلی از نوجوانان و جوانان و مردان و زنان بزرگسال ایران از طریق همین تبلیغات عاشق و بنده‌ی  کشورهای غربی و اسراییل و قوانین بهاییت شده‌اند ... از طریق همین تبلیغات در شبکه‌های ماهواره‌ای جای خوب و بد، ظالم و مظلوم و شر و خیر را با هم عوض می‌کنند. مغزهای خالی بسیاری از نوجوانان و جوانان ما را به میل خودشان پُر و خالی می‌کنند ؛ نوجوانان و جوانانی که وظیفه‌ی جمهوری اسلامی بود تا این مغزهای خالی را بر طبق آرمان‌های انقلاب اسلامی پر کند اما ضعف و بی‌لیاقتی و بی‌تدبیری مسئولان و مدیران نالایقش باعث شد تا این مغزهای خالی، دو دستی تقدیم دشمنان شود تا آنها به میل خودشان پر کنند! .

علت خروج از ایران: دادن ضمانت برای آزادی یکی از دوستان حزبی که به جرم تیراندازی زندانی بوده است و این فرد پس از آزادی به شوروی می‌گریزد و اگر صفوی او را تحویل نمی‌داد زندانی یا تبعید می‌شد( ص ۳۹)

ص ۱۱۲: نکته‌ی دیگر استفاده از زنان زندانی در حمام مردان برای زدن موی سر و هر جای پر موی زندانیان مرد است در حالی‌که زندانیان مرد کاملا لخت مادرزاد بوده‌اند. فکر کنم استفاده از زنان در حمام مردان ، یک سیاست بوده است چون در کتاب « جدال زندگی » نوشته‌ی فریدون پیشواپور هم آمده است که در حمام‌های مردانه‌ی شهر هم از زنان استفاده می‌شده است( الان اسم شهر یادم نیست ولی فکر کنم در یکی از جمهوری‌های مسلمان شوروی بوده یعنی در جایی که زندان نبوده و مرد و زن  هم آزاد بوده‌اند! از این جهت می‌گویم شاید یک سیاست بوده باشد) نویسنده هم در ص۱۱۳ کتاب می‌پرسد: «... اصلاً چه لزومی داشت این خانم‌ها موی بدن ما را بتراشند؟... » ؛ مرحوم صفوی این کار را به دلیل زجر دادن زندانی به دست زندانی دیگر و به دلیل تحقیر کردن آن‌ها می‌داند؛ البته شاید یک نوع تابو شکنی و قبح‌شکنی هم بوده و همچنین پایین آوردن پرچم اخلاق و عفت عمومی و در نتیجه دین و شریعت ... چون آقای پیشواپور در کتابش از حمامی حرف زده که متصدیش زن بوده ،آن هم در یک شهر به اصطلاح آزاد و نه در زندان و اردوگاه‌های کار اجباری.

به هر حال هدف هرچه بوده است، هم اخلاق و عفت و عزت زنان و هم مردان در این موضوع لکه‌دار می‌شده است، البته بسیاری از این زنان و مردان در به‌وجود آمدن این وضع، نقش غیرمستقیم و یا شاید مستقیم داشته‌اند؛  قطع کردن دست شریعت و دین و اخلاق فقط توسط حکومت صورت نگرفته و مردم هم چه به دلخواه و چه به دلیل ترس از حکومت ، در این موضوع نقش داشته‌اند ... .

ص۱۳۶: کمونیست‌ها یکی از کارهایشان مبارزه با دین و خدا بود اما : «... اما من به این نتیجه رسیدم که باید گرسنگی جسمی را با غنای روحی جبران کنم ... به تجربه دریافتم که انسان به طور کلی در مقابل گرسنگی ناتوان است، اما کسانی که اعتقادات عمیق به خدای خود داشتند ، نسبت به بقیه مقاوم‌تر بودند»

ص۱۹۱ و ۱۹۲: مصرف مشروبات الکلی توسط ساکنان سیمچان بطوریکه از مستی در کنار خیابان می‌افتادند و بعضی‌ها از سرما یخ می‌زدند‌...

ص۱۹۳: فروش شیر به صورت یخ زده و قالبی.

در فصل «سیمچان» نحوه‌ی آزاد شدن مقداری نامفهوم و نامعلوم است .

ص ۲۰۲: دعوت زنان و دختران از مردان غریبه برای رقص چسبیده به هم که خود نویسنده به بی‌حیایی زنان و دختران اشاره دارد. نویسنده از رقص چسبیده با زن دوستش خجالت می‌کشیده اما مثل اینکه دوستش و زن دوستش از این کار خوشحال بوده‌اند... .

نکته‌ی دیگر دعوت کاگ‌ب از نویسنده برای جاسوسی است . کاگ‌ب اداره اطلاعات و امنیت شوروی بود. در کتاب‌هایی که خوانده‌ام اینطور متوجه شدم که کاگ‌ب اغلب ایرانیان ساکن شوروی و حتی روس‌ها را به جاسوسی علیه سایرین دعوت می‌کرد. تنها ایرانی‌ای که به طور رسمی در کتاب خاطراتش به جاسوسی و همکاری با کاگ‌ب اعتراف کرده آقای فریدون پیشواپور است، مابقی ایرانی‌های کمونیست یا چیزی نگفته‌اند یا گفته‌اند که درخواست همکاری را رد کرده‌اند! مثل نویسنده‌ی همین کتاب.

فصل « داستان سگ زرد»:

این فصل از کتاب را می‌توان دفاع تمام قد نویسنده از «سگ‌ها» دانست. «... روس‌ها هر عیبی داشته باشند ، در رفتار با سگ‌ها از ما ایرانی‌ها و تاجیک‌ها مهربان‌تر هستند . در ایران که بودم یک سگ نمی‌توانست با خیال آسوده از کوچه بگذرد. مردم و بخصوص جوان‌ها به طرف او سنگ پرتاب می‌کردند و سگ بیچاره از ترس جان عوعوکنان از دست این مردم مریض و روانی فرار می‌کرد. ... سگ زرد اندک اندک اما با تردید خود را به من نزدیک می‌کرد... ... یواش یواش زبانش را به چانه و صورتم رساند و خیلی آهسته شروع کرد به لیسیدن من... مردمک چشمانش از یک دنیا احساسات ، وفاداری، محبت، عشق و علاقه و فداکاری سخن می‌گفت. ... به زبان فارسی گفتم: ها،مثل منی؟... تو ماگادانی هستی،من ایرانی ، تو کجا ، من کجا؟... . برای بدست آوردن این بلیط سگ مرا راهنمایی کرد! ...» 

نویسنده زنده نیست تا ببیند که جوان‌های هموطنش در دفاع از سگ‌ها در شبکه‌های اجتماعی چه اخلاصی به خرج می‌دهند. امروز در اینستاگرام عکسی دیدم که فردی بر روی عکس سگی نوشته بود : « بخدا ما نجس نیستیم... » . حالا این فرد چطوری زبان سگ‌ها را می‌فهمد شاید برای خودش هم جای تعجب داشته باشد! ؛ البته شاید حرف دل خودش را و یا کسانی‌که از طریق ماهواره در حال سواری گرفتن از او هستند را توی دهان سگ گذاشته! وگرنه سگ زبان بسته کجا میتونه به زبان ما حرف بزنه ، اونم این سگای خارجی! .

ص۲۶۱: ناپدید شدن فردی به اسم محمد صمیمی اهل لنگرود که در سفارتخانه‌ی ایران در دوشنبه مشغول به‌کار بوده و زمانی آشپزِ خانه‌ی ناصر زربخت در روزهای یکشنبه بوده است؛ متوجه نشدم که این فرد در حکومت شوروی ناپدید شده یا در زمان نوشتن نامه یعنی حدود سال‌های ۱۳۸۰.

همچنین به نیکی یاد کردن از ناصر زربخت. اولین بار در کتاب فریدون پیشواپور با ناصر زربخت آشنا شدم که او هم به نیکی از او یاد کرده بود. مرحوم ناصر زربخت کتابی دارد به اسم« گذار از برزخ» که شامل خاطراتش است و إِن شَاءَ اللّٰه بتوانم آن را گیر بیاورم و بخوانم البته فایل PDF اش را دارم ولی کتاب چیز دیگریست.


ص۲۶۹: ماجرای آسفالت کردن یکی از راه‌های نصفه خاکی توسط مسئولین شهر در عرض چند روز به دلیل مسافرت و بازدید « خروشچف»( دبیر اول حزب کمونیست شوروی ) از آن منطقه، من را  یاد سفر سال ۱۳۸۷ آقای خامنه‌ای به شهر بیجار انداخت. خیابانی هست که از محدوده‌ی پشت بازار بیجار تا زیر پل و درب مسجد امیرالمؤمنین علیه‌السلام و تا چند صد متر بالاتر که اسمش را نمی‌دانم ادامه دارد و کوچه مانند است که تقریبا جزو مرکز شهر بیجار محسوب می‌شود و شاید هم جزو محله‌های قدیمی بیجار باشد و سال‌ها بود که خاکی بود. چند روز قبل از آمدن ایشان، این خیابان یا درست‌ترش این کوچه آسفالت شد و وسط خیابان را هم با بلوک های سیمانی به صورت یک آبراهه ساختند تا در هنگام بارندگی ، باران‌های جمع شده از آن مسیر عبور کند که این نوع خیابان کشی و این سرعت عمل برایم جالب بود به ویژه اینکه بعضی‌ها می‌گفتند نباید این کارها انجام بشود تا رهبر وضع مردم و شهر را بداند چون وقتی که بیاید و این چیزها را ببیند فکر می‌کند که از قبل هم همینطوری بوده است.

ص ۲۸۳: رفتن فرح به دوشنبه  ، فکر کنم مطلبی در این مورد در خاطرات فریدون پیشواپور خوانده‌ام پس یعنی در روزهایی که پیشواپور در دوشنبه بوده ، صفوی هم در دوشنبه بوده است البته شاید!


ص۲۸۵: ماجرای گرفتن خانه و یا خانه‌ی بزرگتر و دردسرهایش را در بیشتر خاطرات ایرانی‌های ساکن شوروی خوانده‌ام. با توجه به خاطرات میرمیرانی که صفوی او را به همکاری با کاگ‌ب متهم کرده است( حالا درست و غلط و راست و دروغش با خودشان) ، گرفتن خانه‌ی بزرگتر توسط صفوی ، خیلی راحت‌تر از میرمیرانی بوده است.


ص ۳۰۶: پیشواپور در کتاب خاطراتش از محمد روزگار که از دوستانش بوده است به دلیل نوشتن گزارش و یا امضا کردن گزارش بر علیه‌اش ابراز ناراحتی می‌کند، در این صفحه و بر اساس گفته‌ی مرحوم صفوی، بعد از دستگیری پیشواپور و به پیشنهاد محمد روزگار ،هر ماه پولی جمع‌آوری می‌شده و در اختیار خانواده‌ی پیشواپور قرار می‌گرفته. 

در همین کتاب در ماگادان کسی پیر نمی‌شود هم آقای صفوی از میرمیرانی گلایه می‌کند و اتهام جاسوسی خود را به دلیل گفته‌های او می‌داند ؛ میرمیرانی در کتاب خاطراتش به این موضوع اشاره‌ای نمی‌کند اما بازجویی و شکنجه و شکستن دستش را شرح می‌دهد و شاید می‌خواهد این موضوع را روشن کند که اگر حرفی یا اتهامی زده در حالت عادی نبوده بلکه در زیر شکنجه بوده است.

به عبارت دیگر شاید یکی از دلایل این نوع اتهام زنی‌ها علیه یکدیگر برای نجات جان خود و نجات یافتن از شکنجه بوده است.


ص۳۱۵: در حالی که ایران در جنگ با عراق بود ، جوانان دانشجوی ایرانی مقیم برلین مشغول رؤیاپردازی و دفاع از افکار خود و متهم کردن طرف مقابل و جر و بحث بوده‌اند. مجاهدین(منافقین)، فدایی خلق، پیکار،حزب توده. نکته‌ی جالب اینکه مرحوم صفوی در صفحه‌ی قبل به دستگیری عده‌ی زیادی از جوانان در خیابان‌های ایران در دهه‌ی شصت و بعد از فرار بنی‌صدر (رئیس‌جمهور فراری ایران) اشاره و شاید به نوعی انتقاد هم می‌کند اما نمی‌دانم چرا نویسنده فکر نکرده که این جوانهایی که هر روز در خیابان‌های ایران دستگیر می‌شدند از جنس همان جوانهای رؤیاپرداز دانشگاه برلین بوده‌اند که نویسنده با دیدنشان و شنیدن جر و بحث‌شان ،غم تمام وجودش را فرا می‌گیرد: « ... متوجه شدم که پاهای آن‌ها روی زمین نیست و در عالم خیال در پروازند. غم تمام وجودم را فرا گرفت . ...»  جوانهای دانشگاه برلین فقط بحث می‌کرده‌اند اما جوانهای خیابانهای ایران، دست به اسلحه هم برده بودند. البته از نویسنده نباید گله‌مند بود چون شاید منبع شنیده‌های ایشان از وقایع ایران، بی‌بی‌سی فارسی بوده باشد.


 ص۳۱۷:  


« اکنون تنها یادگار ایرانیان مهاجر پس از این همه فراز و نشیب‌ها ، همین قبرستان [شهر] دوشنبه است. هر کدام از خفتگان این قبرستان ، با اعمال زشت و زیبا ، با دنیایی از درد و رنج و دریایی از حرف‌های نگفته، آرام خفته‌اند. این خفتگان، عدالت خواهانی بودند که قربانی مدعیان نادرست راه عدالت شدند و هر کدامشان سرنوشت غم انگیزی یافتند...» 


ص۳۲۲: « ... تمام بدبختی‌های ما و حزب توده از اینجا شروع شد که فکر کردیم با اتکا به‌شوروی می‌توان به عدالت و آزادی رسید. باید گفت نه تنها شوروی، بلکه کشورهای متمدن و پیشرفته هم برای ما آزادی و عدالت به ارمغان نخواهند آورد. ملت ایران در اساس باید به خودباوری برسد. به باور من دموکرات‌ترین کشورها هم به منافع کشور خودشان بیش از مسایل حقوق بشر پایبند هستند...» ! . سندی نغز و زیبا از پیرمردی که در جوانی عاشق بهشت شوروی شد برای آن‌هایی که دل در گرو آمریکا و حل کردن مشکلات از طریق امریکا را دارند .



ص۳۲۶: «...جمعیت زیادی در سالن بود و بیشتر آنها را زنان با چادرهای سیاه تشکیل می‌دادند. دیدن این همه رنگ سیاه برایم جذاب نبود. تا آنجایی که می‌دانم ، در فرهنگ ایران رنگ سیاه ، رنگ ماتم و عزاست...» البته دیدن این همه رنگ سیاه برای نویسنده نباید هم جذاب باشد ، بی‌بند و باری و بی‌قیدی زنان شوروی کجا و زنان محجبه‌ی آن‌روز ایران کجا!. شاید رنگ سیاه چادر به همین دلیل باشد که زنان برای هر مرد غریبه و نامحرمی جذاب نباشند  .

 باید نویسنده ایرانی‌های مُدل دوست را می‌دید که در تابستان گرم و یا روزهای عید، بلوز مشکی می‌پوشند و در ایام محرم لباس رنگی . چرا هر وقت حرف از پوشش و به‌ویژه حجاب و چادر است، رنگ سیاه بد است اما در غیر اینصورت ، رنگ سیاه اشکال ندارد و تازه مد و به‌روز هم هست؟!

این افراد از رنگ سیاه ناراحتند یا از چادر؟!!!


اما یک نکته که نظرم را جلب کرد در همین صفحه نویسنده به همسر علی طاهری اشاره می‌کند. اگر این علی طاهری همان علی طاهرزاده نویسنده‌ی کتاب« مراببخش مادر» باشد ، طبق گفته‌ی خودش در کتابش، ازدواج نکرده یا شاید من اینطور فهمیدم . به هر حال این موضوع برایم جالب بود. البته کتاب مراببخش مادر ،اشتباهات تایپی زیادی دارد اما من اینطور متوجه شدم که علی طاهرزاده اصلا ازدواج نکرده است‌.شاید هم من دارم اشتباه می‌کنم. الله عالم.


ص ۳۲۸: نویسنده در این صفحه از ذبح و قربانی انتقاد می‌کند. حالا می‌خواسته ادای دفاع از حقوق حیوانات را در بیاورد یا هر چیز دیگری نمی‌دانم‌ . به هر حال نویسنده توضیح نداده است که چطور حیوانی را بدون سر بریدن می‌شود خورد‌ و به طور کلی اصلا نباید گوسفند را بخوریم؟! ضمن اینکه ذبح حیوان برای مسافر یک فرهنگ ایرانی‌ست. و در اسلام هم قربانی کردن وجود دارد؛ حالا مشکل این کمونیست چیست ،خدا می‌داند.

« ... از دوران کودکی از منظره زشت و وحشیانه بریدن سر مرغ و خروس و گوسفند می‌گریختم...». 

ص ۳۳۳: در این صفحه ، حرف برای گفتن زیاد هست: اول اینکه نویسنده به میل و علاقه‌ی خودش به شوروی رفته و حالا که برگشته نباید انتظار این را می‌داشت که با او بعنوان یک قهرمان رفتار می‌شد ، شاید انتظار بی‌جایی بوده. دوم نویسنده خود را عاشق وطن معرفی می‌کند: خوب علایم و نشانه‌های عاشق وطن چیست؟ چه علامت مشخصی دارد؟ به هرحال حزب توده و کمونیست‌ها از زمان شاه در زیر ذره‌بین بودند و حالا نویسنده هم از شوروی آمده بود آنهم در گیرودار نابسامانی‌های پس از جنگ و مشکلات سیاسی و امنیتی آن‌روز. قصد دفاع و بهانه‌جویی ندارم ولی انتظار نویسنده انتظار به جایی نبوده است. همچنین در  ص ۳۳۳ و ۳۳۴: «... وقتی جنگ داخلی در تاجیکستان شروع شد کشور اسرائیل [!] تمام یهودیان تاجیکستان را با عزت و احترام به اسرائیل برد. حتی یکی از دوستان ایرانی ما که همسر یهودی‌اش ۳۰ سال پیش مرده بود ، با خانواده‌اش در اسراییل پذیرفته شد...» . شاید اسراییل به سیاهی لشکر نیاز داشته تا آمار جمعیتش را بالا ببرد! چرا باید به یک نفر که سی سال پیش همسرش یهودی بوده ، پذیرش بدهند؟! البته می‌دانم که در دین یهود ، دین از طرف مادری منتقل می‌شود یعنی کسی یهودی محسوب می‌شود که مادرش یهودی بوده باشد .

 ***

اما حرف آخر اینکه در بیشتر خاطرات ایرانی‌های شوروی رفته ، خوانده‌ام که دم از وطن دوستی و ایران دوستی و مردم می‌زنند، واقعیت این است که این افراد مسیر اشتباهی را رفتند و راه ایران دوستیشان و آزادی ایرانشان از شوروی می‌گذشت مثل همین ماهواره‌ای های روزگار خودمان که می‌خواهند از راه غرب و نگاه آمریکا ، وطن دوستی کنند. یکی از دلایل نویسنده‌ی کتاب برای فرار از ایران ،ضمانت کردن یکی از دوستانش به نام علی اکبری بوده که بدنبال فرار او ، نویسنده هم برای نجات از زندان و تبعید ، از ایران فراری می‌شود( جالب اینکه بعد از بازگشت نویسنده به ایران ،همین دوستش که یکی از علل فرار صفوی بوده، با بی‌محلی کردن به نویسنده و همسرش آن‌ها را تحویل نمی‌گیرد؛ ) اما نویسنده مشکلاتش را به وطن پرستی‌اش ربط می‌دهد در حالیکه به‌خاطر رفیق‌بازی از کشور آواره شده‌ .  البته در شوروی چندان بد هم به این افراد نگذشت: تحصیلات عالیه ، مشروب و روابط آزاد زن و مرد و رقص مختلط و زن و بچه و ... . این افراد وقتی در ایران بودند دم از شوروی می‌زدند و خیلی‌ها را به سمت شوروی متمایل کردند، وقتی رفتند شوروی در حسرت ایران بودند و وقتی به ایران سفر کردند باز دوباره قصد خروج کردند ( به جز یک عده که پس از آزادی از اردوگاه‌ های کار اجباری و یا بعدتر برای همیشه به ایران برگشتند) آخر سر یا دوباره برگشتند شوروی یا رفتند اروپا و امریکا؛ به عبارت دیگر بعضی از این کمونیست‌ها به پشتوانه و با آرمان حکومت شوروی از حکومت شاه انتقاد داشتند و در نهایت هم  بیشترشان به شوروی رفتند ، وقتی آنجا رسیدند از شوروی هم انتقاد کردند ، بعد از انقلاب ،بعضی‌ها که به ایران برگشتند، از ایران بعد از انقلاب هم انتقاد کردند ؛ آخر سر هم بعضی‌ها به حمایت از غرب پرداختند و آدرس حرکت به سوی شوروی را به سوی غرب تغییر دادند. هم شوروی و هم آمریکا به نوبه‌ی خود این افراد را دوشید و این جماعت نفعی هم به کشور خود نرساندند جز اینکه عده ای را گمراه کردند و دودستگی ایجاد کردند و جالب اینکه همچنان از ایران‌دوستی خود حرف می‌زنند و آرزوی آزادی ایران را دارند. البته نباید از حق گذشت و باید گفت که نوشتن خاطراتی از این دست می‌تواند کمکی به مردم و به ویژه جوانان جویای حقیقت باشد تا مسیر خود را درست انتخاب کنند لذا از این جهت باید قدردان این افراد بود که حداقل خاطرات خود را برای نسل‌های بعدی به یادگار گذاشته‌اند. 

اما به طور کلی فکر می‌کنم  دشمنی با خدا و دمیدن در شیپور مخالفت با خدا و قوانینش ، خالی از مجازات نیست که نمونه‌هایی از عاقبت این افراد در همین کتاب آمده است.



الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

 و  لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِینَ

حبیب سهرابی

بیجار گروس

۲۳ مهرماه ۱۳۹۷

گوشه ای از زندگی و عاقبت مهاجرین کمونیست و توده ای در شوروی


گوشه ای از خدمات رضاخان به مردم ایران و شمال ایران


عکس‌هایی از ایرانیان مهاجر در شوروی کتاب در ماگادان کسی پیر نمی شود

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب : کوره راهی در غبار ( خاطرات سفر یکی از اعضاء حزب توده به شوروی )

نویسنده: علاءالدین میرمیرانی

نوبت چاپ: اول ،تهران، ۱۳۷۷

ناشر : انتشارات ندای فرهنگ ( خیابان انقلاب ، روبروی دانشگاه تهران، تلفن: ۶۴۱۳۹۶۷ )

تعداد صفحات: ۲۸۰ صفحه.

شابک: ۹۶۴۶۷۰۳۰۰۳ | ISBN 964-6703-00-3

* تاریخ ورود به کتابخانه شخصی: تاریخ خرید: دوشنبه ۲ مهر ۹۷ ( ۱۱:۲۸:۲۴ ) از سایت www.iketab.ir 

تاریخ تحویل : شنبه ۷ مهر ۹۷

* تاریخ مطالعه: یکشنبه ۸ مهر ۹۷ (۰۷:۲۷) - چهارشنبه ۱۱ مهر ۹۷ ( ۱۶:۳۹ )


جلد کتاب کوره راهی در غبار نوشته علاالدین میرمیرانی انتشارات ندای فرهنگ ۱۳۷۷

* معرفی و بررسی :

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل خاطرات سفر و زندگی یکی دیگر از اعضای حزب توده در کشور شوروی سابق است. نویسنده ، جزئیات بازجویی در اتحاد شوروی و افکار شخصی‌اش را به تفصیل بیان کرده است و همچنین در بیان جزئیات مکان‌ها و اندازه‌ی اشیاء و وسایل ،وسواس خاصی به خرج داده است و همین موضوع ذهنم را مشغول کرد که این اعداد را چگونه بدست آورده است؟

زیباترین قسمت کتاب شاید صفحات ۲۵۷ به بعد است که تصویری تقریبا کلی از نحوه‌ی ازدواج در شوروی و ... را بیان می‌کند. همچنین به بیان یکی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی شوروی می‌پردازد و آن مصرف مشروبات الکلی است ... ؛ در عروسی برای خوشبختی عروس و داماد و در عزا برای آرامش روح مرده ... ! نکته جالب و ریز اینکه جمهورهای مسلمان شوروی نیز در سایه‌ی کمونیست گرفتار این مشکل مشروب‌خوری بوده‌اند و یک نکته‌ی دیگر در کتاب آن‌که علت زندانی شدن عده‌ای از زندانیان در شوروی بخاطر مسائل مذهبی و دعا کردن بوده است! ؛ در کتاب «مجمع‌الجزایر گولاگ» نوشته‌ی «الکساندر سولژنیتین» خوانده‌ام که طبق قانون شوروی رفتن کودکان و نوجوانان به مکان‌های مذهبی تا قبل از سن قانونی ممنوع بوده است( چیزی با این مضمون). حالا فکر کنید در مورد نوجوانی که از کودکی توسط حکومت، به دین و مذهب و اعتقادات مذهبی و خدا بدبین میشده است آیا در بعد از سن قانونی به سراغ مکان‌های مذهبی میرفته است؟! نوجوانی که به روابط آزاد و بی قاعده با جنس مخالف عادت داشته بعد از سن قانونی به دستور خدا و روابط محدود و با قاعده تن میداده است؟! آیا دل‌مشغولی و روزمرگی بعد از سن قانونی ، وقتی برای فکر کردن به این‌گونه مسائل باقی میگذاشته است؟! آن هم در وقتی که بعد از رسیدن به سن قانونی تازه اجازه داشته به دنیای الکل و مستی هم وارد شود! . شاید این روش کمونیست‌ها بهترین روش برای مبارزه با خدا و دین و محدودیت‌های شرعی بوده باشد یا بهترین روش برای کُولی گرفتن از یک ملت و اجتماع . البته روش برعکس هم میتواند راهی برای سوءاستفاده داشته باشد. همیشه اعتدال و میانه‌روی بهترین روشی است که انسان در آینده از گذشته پشیمان نمی‌شود و افراط و تفریط یا همان کم‌کاری و زیاده‌روی ، در آینده موجب تأسف و پشیمانی از گذشته می‌شود !...

اما ازدواج آسان در برخی جمهوری‌های شوروی برایم مطلوب و جالب بود... .

کتاب فهرست ندارد اما مطالب آن شامل نحوه‌ی خروج نویسنده از ایران، بازداشت و بازجویی و زندانی شدن در شوروی تا آزادی و تبرئه شدن، ازدواج در شوروی با یک زنِ اهل شوروی و بیان برخی خاطرات دوران نوجوانی و جوانی از ایران و مختصری از مسائل اجتماعی و فرهنگی شوروی است. از نحوه‌ی بازگشت به ایران مطلبی در کتاب نیامده است. 

نویسنده بیشتر به بیان خاطرات شخصی خود پرداخته است و ای کاش از افراد اطرافش و زندگی آن‌ها و سایر مسائل اجتماعی و فرهنگی شوروی مطالب بیشتری می‌نوشت و فقط به بیان زندگی خودش نمی‌پرداخت.

در این کتاب با مرحوم غلامحسین بیگدلی آشنا شدم که کتابی دارد به اسم « از کاخ‌های شاه تا زندان‌های سیبری » که امیدوارم بتوانم  این کتاب را پیدا کنم.

 جای عکس‌ در کتاب خالی است و ای کاش نویسنده عکس‌ هم می‌گذاشت...

نویسنده ادعا کرده است که یکبار با محمدرضا پهلوی ، شاه وقت ایران، به روشی عجیب و غریب دیدار کرده است و آن‌را هم با شرح کامل نوشته است... .


مدت زیادی بود که به دنبال این کتاب بودم که به لطف خدا آن را در یک سایت کتابفروشی پیدا کردم. 

الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

قبل از خرید این کتاب  ، کتاب «سال‌های مهاجرت» را خریدم اما متأسفانه حدود یک هفته بعد از خرید اینترنتی وپرداخت آنلاین پول، از طرف سایت با من تماس گرفتند و گفتند که کتاب خریداری شده  موجود نیست... این کتاب و کتاب دیگری را به جای آن کتاب خریدم...


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۴ مهر ۱۳۹۷


علت تمایل ایرانی ها به حزب توده و شوروی


ازدواج آسان در برخی جمهوریهای شوروی



مشروب خوری در خان‌اده



  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: سالهای تنهایی

خاطرات خلبان آزاده: هوشنگ شروین

به کوشش: رضا بنده‌خدا

چاپ اول ۱۳۷۵

ناشر: حوزه هنری تبلیغات اسلامی ( ایران- تهران- تقاطع خیابان حافظ و سمیه ، صندوق پستی: ۱۵۸۱۵/۱۶۷۷ ، تلفن: ۸۸۹۲۰۰۱ )

تعداد صفحات: ۱۸۶ 

YEARS OF LONELINESS

memoirs of freed captive: Pilot HOUSHANG SHIRVIN

compiled by: reza Bande khoda

* محل نگهداری : کتابخانه هلال احمر بیجار

* تاریخ مطالعه: بعدازظهر دوشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۹ (۱۷:۲۰) - سه‌شنبه ۹۷/۰۶/۲۰ ( ۰۱:۵۱ ) در کشیک اداری به جای حمید گیچلوفرد

جلد کتاب سالهای تنهایی خاطرات خلبان هوشنگ شروین چاپ اول ۱۳۷۵ حوزه هنری

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


این کتاب ، خاطرات یک خلبان ایرانی به نام « هوشنگ شروین » می‌باشد که به مدت ده سال در زمان جنگ تحمیلی در عراق اسیر بوده است یعنی از روزهای آغاز جنگ تا یکی‌دوسال پس از پایان جنگ تحمیلی. 

خلبان شروین پس از هدف قرار گرفتن هواپیمایش از آن خارج می‌شود و در خاک عراق به اسارت گرفته می‌شود. این خاطرات از دید یک افسر نیروی هوایی ارتش است که در زمان شاه و در آمریکا ، دوره‌ی خلبانی خود را تکمیل کرده است و پس از انقلاب و در حالی‌که قبلا نماز نمی‌خوانده و تا حدودی هم نماز خواندن بلد نبوده است در هنگام فرماندهی یک عملیات در خاک دشمن متجاوز به اسارت گرفته می‌شود .... در طول اسارت، او با یک وطن‌فروش باقی‌مانده از کودتای نوژه به نام خلبان «حمید نعمتی » که در ایران محکوم به اعدام و فراری شده و در حال همکاری با رژیم عراق است و اطلاعات مربوط به نیروی هوایی ایران را در اختیار آنان گذاشته دیدار می‌کند و... تا اطلاع از حضور پرستاران اسیر ایرانی ... و دیدن شیعیان عراقی که در زندانهای صدام گرفتارند به ویژه زن‌های با بچه‌های شیرخوار ...دیدن قهرمان وزنه‌برداری آسیا در اسارت که داوطلب به جبهه رفته بود ... و در ادامه خاطراتی از دزدین رادیو از نگهبانان عراقی و همچنین کمک کردن نگهبان شیعه‌ی عراقی به اسرای ایرانی و... اختراع یک نوع باطری برای رادیو و ابداع روانویس با استفاده از سرنگ و اختراعات دیگر ...و مشکلات و مصیبت‌های اسارت و دلتنگی و تنهایی و دوری از وطن و خانه و خانواده و... ‌ . 

اگرچه تعداد صفحات کتاب برای ده‌سال اسارت کم است اما شاید همین کم‌گویی و خلاصه‌گویی باعث جذّابیت کتاب شده است.

کتاب را یکروزه خواندم از ساعت پنج بعدازظهر تا حدود دو بعد از نصف شب. 

کاش از روی این خاطرات فیلمی ساخته می‌شد.

اختراعات اسرای ایرانی در اسارت


اسارت علی والی قهرمان وزنه برداری آسیا در عراق

کتاب سالهای تنهایی خاطرات خلبان هوشنگ شروین چاپ اول ۱۳۷۵ حوزه هنری

کتاب سالهای تنهایی خاطرات خلبان هوشنگ شروین چاپ اول ۱۳۷۵ حوزه هنری


نثار روح شهدا و تمام کسانی که برای بقای ایران اسلامی و اسلام تلاش کردند صلواتی و یا حمد و سوره‌ای قرائت کنیم و ثوابش را نثار روحشان کنیم.


(اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد)

حبیب سهرابی

بیجار گروس

۲۲ شهریور ۱۳۹۷ 

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: قیام افسران خراسان

نویسنده : ابوالحسن تفرشیان

نوبت چاپ: اول ۱۳۶۷

انتشارات: اطلس ( خیابان انقلاب ، فلسطین جنوبی، پلاک ۲۳ )

تعداد صفحات: ۲۰۸ صفحه

شابک : ندارد

* تاریخ تهیه برای کتابخانه شخصی: دوشنبه ۹۷/۰۵/۱۵  ، چاپ فایل PDF

کپی جلد کتاب قیام افسران خراسان نوشته ابوالحسن تفرشیان چاپ ۱۳۶۷

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


در روزگار جنگ جهانی دوم و اشغال شمال ایران توسط ارتش‌ سرخ شوروی، تعدادی افسر ارتش ایران که از طرفداران کمونیست بوده‌اند به تحریک سرگردی به اسم علی‌اکبر اسکندانی تصمیم به قیام مسلحانه می‌گیرند. در یک کتابی که الان اسمش یادم نیست خواندم که این قیام به تحریک شوروی بوده... این قیام در ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ توسط ۱۹ نفر نظامی شروع و در بعدازظهر ۲۹ مرداد با کشته شدن اسکندانی به پایان رسید!. این کتاب خاطرات یکی از این افسران حاضر در به اصطلاح خودشان قیام افسران خراسان است.خاطرات این افسر به اسم « ابوالحسن تفرشیان » شامل قیام ، آوارگی بعد از قیام تا حضور در فرقه‌ی دمکرات آذربایجان، همکاری با کُردهای بارزانی تا زندانی شدن در عراق و... می‌باشد. 

اگرچه مطالب کتاب جدی و شامل خاطرات یک ماجرای واقعی‌ست اما یک طنز نهفته یا شاید یک انتقاد نهفته در متن کتاب وجود دارد که در هنگام خواندن قابل درک است.

همچنین در بخش ضمیمه با دو کتاب دیگر به نام‌های « افسانه ما » از غ.فروتن و « انگیزه » آشنا شدم که در اینترنت توانستم ردی از این دو کتاب پیدا کنم و آنطوری که من متوجه شدم شامل خاطرات نویسندگانش در خصوص ماجراهای کودتای سال ۱۳۳۲ می‌باشند.

اما در این کتاب هم ماجرای تأسف برانگیز ، اسارت همسر نویسنده و دخترش در شوروی و درگذشت پسرش در شوروی است که شاید چندان اختیاری برای این انتخاب یعنی سفر به شوروی نداشته‌اند اما چوب کارهای نویسنده را خورده‌اند. نویسنده در پیری ، دخترش را در آلمان شرقی ملاقات می‌کند و این کتاب را هم که شامل خاطراتش است برای او و یا به درخواست او می‌نویسد...

در کتابی خواندم که راه انحرافی کمونیست حدود پنج نسل از ایرانیان را درگیر خود کرد! 

کتاب دیگری به این اسم وجود دارد که شامل خاطرات یکی دیگر از افسران به نام احمد شفائی می‌باشد که شامل خاطرات نویسنده از ماجرای قیام افسران و اسارت در شوروی است.

حبیب سهرابی

بیجار گروس

۸ شهریور ۱۳۹۷


  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: حقایقی درباره کمونیسم

نوشته : جرج. دبلیو. کرونین

ترجمه : دکتر احسان‌الدین شاهین‌پر

تاریخ چاپ: ندارد

تعداد صفحات: ۲۷۹ صفحه

انتشارات : ( پشت جلد: ) مرکز پخش انتشارات اسلامی ناصر خسرو و پاساژ مجیدی تلفن ۵۳۹۶۹۸

شابک : ندارد

* محل نگهداری کتاب: کتابخانه مرکز امور جوانان جمعیت هلال احمر بیجار

کتاب حقایقی درباره کمونیسم نوشته  جرج. دبلیو‌. کرونین  ترجمه احسان‌ الدین شاهین‌ پر

* معرفی و بررسی :

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ


این کتاب در ۱۶ فصل به دویست سؤال در مورد کمونیسم پاسخ می‌دهد که هدف آن دادن اطلاعات مقدماتی در مورد کمونیسم و حکومت کمونیستی به‌خصوص کشور شوروی سابق است بدون بحث درباره‌ی تئوری کمونیسم. 

کتاب به صورت پرسش و پاسخ است، فهرست ندارد و تاریخ چاپ هم ندارد اما به احتمال زیاد مربوط به دهه‌ی ۶۰ می‌باشد.

این کتاب در زمان خودش ضمن معرفی کمونیست و حکومت کمونیستی ، ابزاری بر ضد کمونیست‌ها نیز بوده است.

کمونیست‌ها با کمک دهقان‌ها و کارگران و برای نجات زحمتکشان به قدرت رسیدند اما به اسم پرولتاریا ( طبقه کارگر و زحمتکش ) ، عده‌ایی به نان و حال رسیدند و باز مثل سایر قدرت‌داران به ظلم و بی‌لیاقتی پرداختند‌؛ 

مانند عده‌ایی مفت‌خور در ایران که با استفاده (یا سوء استفاده) از عقاید اسلامی مردم و به نام دین اسلام و مذهب شیعه ۱۲ امامی و با کمک مردم ایران به قدرت و حکومت رسیدند اما الان بعد از ۴ دهه ، خودِ حکومت در حال ضربه زدن به اسلام و مذهب شیعه می‌باشد ... آن از قانون سهمیه‌اشان که عدالت اجتماعی را بوسیله‌ی آن از بین بردند و حکومت را از جمهوری اسلامی به جمهوری سهمیه‌داری تبدیل نمودند به طوری‌که اکثر کارمندان دولتی از همین جماعت سهمیه‌دار هستند ؛ پارتی ‌بازی و آشنابازی و رشوه هم که بر منکرش لعنت.

فسادهای اخلاقی و اقتصادی و سیاسی مسئولان سیاسی و مذهبی و حکومتی و وابستگان به آن‌ها ، عده‌ای را از دین و عده‌ای را از انقلاب اسلامی خارج کرده است .‌.. .


شوروی به عنوان یک ابرقدرت در جنگ نظامی شکست نخورد  امّا دچار فروپاشی شد ؛  علت این شکست و فروپاشی درونی شوروی و زندگی اجتماعی آدم‌های درون این جامعه (که می‌تواند با هم مرتبط باشند) برایم جالب و جذاب بوده و هست و علت خواندن کتابهایی در این مورد و به ویژه خاطرات ایرانیان فراری و سفر کرده به شوروی به همین دلیل می‌باشد که وضعیت گفته شده در این کتاب‌ها و نوشته‌ها در اکثر موارد شبیه به وضعیت فعلی ایران می‌باشد. شاید تاریخ در حال تکرار است! ... .


در کتاب، از برخی کشورها مثل یوگسلاوی ، چکسلواکی ، آلمان شرقی و ویتنام شمالی نام برده شده که این کشورها مانند شوروی دیگر وجود ندارند و تجزیه شده‌اند.

ترجمه روان و قابل فهم است.

شباهت بین تابعیت امریکا و عضویت در کمونیست

مفهوم کمونیست ازکتاب حقایقی درباره کمونیسم نوشته  جرج. دبلیو‌. کرونین  ترجمه احسان‌ الدین شاهین‌ پر

مفهوم پرده آهنین


فصل های کتاب شامل:

۱. ماهیت کمونیسم ۲. سیستم کمونیستی حکومت ۳. کمونیسم و کارگران ۴. مالکیت زمین و اموال تحت رژیم کمونیسم ۵. تساوی تحت رژیم کمونیستی ۶. دادگستری در شوروی ۷. پرده آهنین کمونیسم ۸. کمونیسم و مذهب ۹. تعلیم و تربیت تحت رژیم کمونیستی ۱۰. تولید خواروبار و اجناس تحت رژیم کمونیستی ۱۱. زندگی خانوادگی تحت رژیم کمونیستی ۱۲.تجارت در تحت رژیم کمونیستی ۱۳. توسعه کمونیسم  ۱۴. همزیستی مسالمت آمیز ۱۵. کمونیسم و جهان آزاد ۱۶. چگونه باید با کمونیسم مبارزه کرد.


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۲۵ مرداد ۱۳۹۷

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب : راههای نفوذ شیطان برای فریب انسان

تألیف : دکتر عبدالحمید بلالی

ترجمه: محمدصالح سعیدی

ناشر: نشر احسان ( فروشگاه شماره‌ی ۱ : تهران خیابان انقلاب، روبروی دانشگاه، مجتمع فروزنده، شماره‌ی۴۰۶ ، تلفن: ۶۶۹۵۴۴۰۴ | فروشگاه شماره‌ی ۲: تهران، خیابان ناصر خسرو ، کوچه حاج نایب ، شماره‌ی ۳۳ ، تلفن: ۳۳۹۰۲۷۵۰ | صندوق پستی : ۱۱۴۹۵/۳۸۵ )

نوبت چاپ: سوم ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۲۳۷ صفحه

شابک: ۹۶۴۵۹۵۶۶۹۲ | ISBN :964-5956-69-2

موضوع: زندگی مذهبی و اخلاق اسلامی

* محل نگهداری کتاب: کتابخانه‌ی عمومی جمعیت هلال احمر بیجار

جلد کتاب راههای نفوذ شیطان برای فریب انسان چاپ سوم ۱۳۸۶ نشر احسان


ص ۲۲۵جلد کتاب راههای نفوذ شیطان برای فریب انسان چاپ سوم ۱۳۸۶ نشر احسان


* معرفی و بررسی :


این کتاب بر اساس منابع اسلامی و منابع اهل سنت به بررسی راههای نفوذ شیطان در انسان و معرفی دستورالعمل‌هایی جهت جلوگیری از نفوذ شیطان می‌پردازد.

ترجمه‌ی کتاب روان و قابل فهم و درک است و به همین جهت باید به مترجم کتاب ، آفرین گفت.

خواندن کتاب هم برای شناخت بهتر شیطان و کارها و اعمال شیطانی و هم راه‌های مقابله با نفوذ شیطان در درون انسان ، مناسب و بجاست . فهرست کتاب جهت آشنایی بهتر در تصویر زیر قرار دارد:

فهرستجلد کتاب راههای نفوذ شیطان برای فریب انسان چاپ سوم ۱۳۸۶ نشر احسان


* مطالعه‌ی اول : زمستان ۹۶ و بهار و تابستان ۹۷ در روزهای کشیک.



الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۸ مرداد ۱۳۹۷

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب : آموزش رانندگی ( ویژه متقاضیان گواهینامه پایه سوم )

مؤلف: معاونت فنی و مهندسی و خدمات ترافیک پلیس راهور ناجا

چاپ اول : بهار ۱۳۹۶

ناشر : شرکت راه فردا www.rahefarda-co.ir

* تاریخ ورود به کتابخانه: شنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۹، حدود ساعت ۳

کتاب آموزش رانندگی چاپ ۱۳۹۶


* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب به طور کلی در شش فصل به مسائل پیرامون رانندگی  می‌پردازد. کتاب ، جامع و کامل نیست و با توجه به اینکه توسط یک مرکز معتبر تألیف شده است می‌توانست به عنوان یک منبع معتبر ، خیلی بهتر از این باشد تا متقاضیان گواهی‌نامه و علاقمندان به رانندگی قانونی و اصولی ، به منابع دیگر مراجعه نکنند. برخی از مطالب در چند فصل تکرار شده‌اند و اگر جمع‌بندی منظمی برای هر مطلب و در یک فصل صورت می‌گرفت بهتر بود تا هم کارآموز سردرگم نشود و هم توضیحات مربوط به یک موضوع در یکجا صورت می‌گرفت.

 نمی‌توان گفت که این کتاب آموزش رانندگی است بلکه آشنایی با رانندگی و یا آشنایی با قوانین رانندگی است!.تصاویر در بعضی صفحات گویا نیست و توضیحات هم کامل نیست.

با اینحال به نظرم بهتر است که این کتاب و یا کتابهای مشابه در هرسال حداقل یکبار توسط دارندگان گواهی‌نامه‌ی رانندگی مطالعه شود تا هم یادآوری باشد و هم یادگیری ؛ با اینکار از میزان تصادفات و مشکلات رانندگی کاسته می‌شود!

محدودیتهای گواهی نامه

محدویت چاپ ۱۳۹۶

هزینه های گواهینامه ۱۳۹۷


* آغاز کلاس تئوری: شنبه ۹۷/۰۳/۱۹ به مدت پنج روز از ساعت ۱۵ تا ۱۷ و یک جلسه آموزش فنی حدود ۲ ساعت| امتحان آیین‌نامه مقدماتی: شنبه ۹۷/۰۳/۲۶ ساعت ۱۵ ؛ نمره ۲۹

* ۱۲ جلسه کلاس آموزش رانندگی در حدود دوساعت در هر روز

* امتحان آیین‌نامه اصلی: پنج‌شنبه ۹۷/۰۴/۲۰ ، نمره ۲۹

* امتحان رانندگی: چهارشنبه ۹۷/۰۵/۱۰

* جمع هزینه‌ها: پانصد و هفتادوهفت‌هزار و شیشصد تومان


الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۶ مرداد ۱۳۹۷

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب : مرا ببخش مادر ( خاطرات دکتر علی طاهرزاده از سال‌های اسارت در شوروی )

FORGIVE ME MOTHER ( DR. Ali Taherzadeh's memoirs of the years of Captivity in the SOVIET )

تحقیق و تدوین: علی درازی

BY: Ali Derazi


ناشر: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری‌اسلامی‌ایران ( نشانی : تهران ، بزرگراه شهید حقانی (غرب به شرق) ، بعد از ایستگاه مترو ، بلوار کتابخانه ملی ؛ تلفن فروشگاه: ۸۱۶۲۳۳۱۵ - ۸۱۶۲۳۲۷۷ ؛ دورنگار: ۸۱۶۲۳۳۰۱ ؛ وب‌گاه: www.nlai.ir  ؛ پست الکترونیک انتشارات : Publication@nlai.ir )

تاریخ چاپ: چاپ اول ۱۳۹۴

تعداد صفحات : ۲۲۳ صفحه + مصور

شابک : ۹۷۸۹۶۴۴۴۶۴۱۴۰

* تاریخ ورود به کتابخانه شخصی : خرید از سایت اینترنتی « شهر کتاب آنلاین » ؛ تاریخ خرید: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ ؛ تاریخ تحویل: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷


جلد کتاب مرا ببخش مادر چاپ ۱۳۹۴ دکتر علی طاهرزاده

* معرفی و بررسی :


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل خاطرات دکتر علی طاهرزاده از کودکی و نوجوانی در ایران تا پناهندگی و فرار به کشور شوروی سابق و اسارت و زندانی شدن در آنجا و در نهایت بازگشت به ایران در زمان رژیم پهلوی می‌باشد.

کتاب از نظر  تایپ ، تقریبا پُر از غلط‌های تایپی است، یعنی به طور تقریبی در هر صفحه یک غلط تایپی وجود دارد و در بعضی صفحات تا سه غلط تایپی وجود دارد.

تعدادی از خاطرات تعریف شده هم قابل فهم برای من نبود و به عبارت دیگر فهمیدن خاطره‌ی تعریف شده سخت بود مثل ۱۳۸ و ۱۵۸ که با توجه به توضیحات آقای درازی در صفحات ۱۱ تا ۱۴ کتاب ، نباید چنین نامفهومی در مطالب کتاب به وجود می‌آمد.

با وجود این ، خواندن این کتاب که شامل خاطرات یک ایرانی در سرزمین شوروی سابق می‌باشد برای کسانی که به دنبال بهشت در سرزمین‌های بیگانه هستند خالی از لطف نیست. 

روزگاری شوروی را بهشت کارگران و زحمتکشان جهان می‌دانستند اما بعد از فروپاشی مشخص شد که آنجا هم نه بهشت حقیقی بلکه سراب بوده است. در آن زمان ، بودند کسانی‌که از سراسر جهان برای رفتن به این بهشت، خانواده و وطن خود را ترک کردند و دیگر نه رنگ وطن را به چشم دیدند و نه خانواده را؛ یا در اردوگاه‌های کار اجباری مُردند و یا تا زمان مرگشان هم اجازه‌ی خروج از شوروی را نداشتند و یا بعد از مرگ عزیزانشان از شوروی خارج شدند. نویسنده‌ی این کتاب زمانی به ایران بر می‌گردد که مادرش دیگر در دنیای خاکی نیست... 

طبق مطالب کتاب ، نویسنده تا زمان مرگ ازدواج نکرده بود اما در قسمت تصاویر آخر کتاب ، در زیر اولین عکس، نوشته شده که « دکتر طاهرزاده یکسال بعد از ازدواج - ایران ۱۳۴۹ » و در عکس پایین صفحه تصویری از نویسنده چاپ شده که مربوط به سال ۳۲در شوروی است که این اختلاف متن و تاریخ جای تعجب دارد که انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی چگونه چنین کتابی با این همه اشتباهات تایپی و ایجاد سردرگمی برای خواننده را، چاپ کرده است.

به هر حال خواندن این کتاب را به همه‌ی کسانی که در حال حاضر ، بهشت را در امریکا  جستجو می‌کنند توصیه می‌کنم تا از سرگذشت بهشت‌جویان شوروی ، درس عبرت بگیرند چرا که بدون هیچ شکی تاریخ در حال تکرار است... فقط اسم ها فرق می‌کند: کمونیست، امپریالیست، ...

دستگاه تبلیغات شوروی با شستشوی مغزی نوجوانان و جوانان، آنها را و نسلهای بعدشان را به بیراهه‌ی کمونیست کشید ، امروزه هم دستگاه تبلیغات امپریالیست و سرمایه‌داری به خصوص آمریکا ، در حال شستشوی مغزی است؛ به رفتار و تفکر کودکان و نوجوانان و بزرگسالانی که ماهواره را همنشین خود انتخاب کرده‌اند کمی دقت کنید ! و به نسل‌های بعدشان هم کمی فکر کنید !

مقدمه نویسنده


خاطره

جاسوس


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۲ تیر ۱۳۹۶


* تاریخ اولین مطالعه: شروع:یکشنبه ۹۷/۰۳/۲۷ (۱۸:۰۷) - پایان : سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ (۲۳:۰۹)

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: جنایتی که کرمان را تکان داد ( به همراه ۲۴ مقاله برگزیده مؤلف؛ چاپ شده در مجلات خارج کشور )

نویسنده: احمد پاکزاد

تاریخ چاپ: چاپ اول،تهران، ۱۳۹۲

انتشارات مهراندیش ( تهران، خ محمدگل نبی، خ زمرد( ناطق نوری) ، کوچه رامین، پلاک۲ ،واحد ۲ ؛ تلفن: ۲۲۸۸۱۱۳۵ - ۲۲۸۸۱۳۳۵ ؛ mehrandish@gmail.com )

تعداد صفحات: ۲۲۸ صفحه

شابک: ۹۷۸۹۶۴۶۷۹۹۸۶۸ | ISBN 9789646799868

* تاریخ ورود به کتابخانه شخصی : -تاریخ خرید: ۱۳۹۷/۰۲/۱۸ ، خرید از سایت اینترنتی « شهر کتاب آنلاین » ( www.shop.bookcity.org ) - تاریخ تحویل : ۱۳۹۷/۰۲/۲۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

* معرفی و بررسی: 


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل یک داستان یا بهتر بگویم شامل یک خاطره از نویسنده‌ی کتاب در سال‌های حضورش در شهر کرمان است که در خصوص جنایت و قتلی است که توسط یکی از کارمندان ساواک صورت گرفته است. نویسنده در حال حاضر مقیم کشور امریکاست.

کُلّ داستان در حدود ۵۰ صفحه است و مابقی کتاب ( در حدود ۱۸۰ ص ) شامل مقاله‌های نویسنده است که در مجلات فارسی زبان خارج از کشور به چاپ رسیده است و بیشتر آن‌ها نیز در حمایت و دفاع از دکتر مصدق می‌باشد‌. اگرچه این مقالات هم تا حدودی مناسب است( به جز مواردی خاص ) اما بهتر بود به جای این مقالات ، خاطرات دیگری از نویسنده بیان می‌شد تا هم ارج و منزلت کتاب بالا می‌رفت و این خاطرات کاری نویسنده از آن سالهای ایران و کرمان به یادگار باقی می‌ماند.

نویسنده در زمان دکتر مصدق، دانشجوی دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران بوده است (ص۱۷۸) . نخست وزیری مصدق از اردی‌بهشت ۱۳۳۰ تا مرداد ۱۳۳۲ بوده است که با کودتا از نخست وزیری برکنار شد.(ص۱۸۴)

داستان کتاب مربوط به سال ۱۳۳۴ شمسی است.

نویسنده در مقالاتش ، به خاطره‌ی سفرش به ایران اشاره‌ای دارد که جالب توجه و دقت است. همچنین در مقالاتش به برخی مسائل اشاره دارد که برای نسل جوان و به‌ویژه ماهواره‌ای‌ها مناسب است از جمله ماجرای « هخا » ، همان کسی که قرار بود با ۵۰ هواپیما به ایران بیاید و حکومت را سرنگون کند! این ماجرا ، من را یاد خاطره‌ای انداخت: فردی را می‌شناسم که همینک به لطف سهمیه ، کارمند دولت است؛ در آن سالهایی که قرار بود هخا و ولیعهد به ایران و تهران بیایند ، این فرد هم به تهران رفته بود حالا برای استقبال یا فقط دیدن ماجرا از نزدیک، الله العالِم؛ در خیابان ، گوشی موبایل این فرد را موتورسواری از دستش قاپ زده و دزدیده بودند. جالب اینجا که این فرد سهمیه‌دار جمهوری‌اسلامی‌ و در حال حاضر کارمند حکومت اسلامی، کلی عکس شاه و ولیعهد و فرح در موبایلش داشت که آن‌روزها باعث تعجب من و این روزها هم استخدامش باعث تعجبم است، حساب کن شاه‌دوست سهمیه بگیر جمهوری‌اسلامی‌! 

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲

کتاب« جنایتی که کرمان را تکان داد» نوشته « احمد پاکزاد» انتشارات مهراندیش، چاپ اول تهران۱۳۹۲


* نکات چاپی کتاب:

۱. در خاطره‌ی تعریف شده که متن اصلی کتاب می‌باشد، نبود علامت گذاری به‌خصوص ویرگول ، خواندن را کمی سخت می‌کند و نیاز به دقت دارد.

۲. شعر صفحات ۵۲ و ۱۱۶ ، کلمه « کَی » درست است:

ای زبردست زیردست آزار

گرم تا کی بماند این بازار

به چه‌کار آیدت جهان داری

مردنت بِهْ که مردم‌آزاری (سعدی)

که به اشتباه در کتاب « کِی » نوشته شده است‌.


فکر کنم انتشارات مهراندیش ، نوشته‌های ایرانیان خارج از کشور را چاپ می‌کند که از این پس باید در خرید کتاب‌های این انتشاراتی دقت کنم!


* مطالعه‌ی اول : جمعه ۹۷/۰۳/۱۱ (۱۸:۳۴) -شنبه  ۹۷/۰۳/۲۶ (۲۳:۳۲)


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۳۹۷/۰۳/۲۷

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: بُعد ناشناخته

تألیف: دکتر محسن فرشاد

ناشر: انتشارات اقبال

نوبت چاپ: اول

تاریخ انتشار: شهریور ۱۳۶۱

تعداد صفحات: ۲۲۴ صفحه

قطع: ۲۱*۱۴

شابک: ندارد

* تاریخ ورود به کتابخانه شخصی: ۱۳۸۲/۱۲/۰۷

حلد کتاب بعد ناشناخته تالیف محسن فرشاد انتشارات اقبال چاپ۶۱

* معرفی و بررسی:


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب به اثبات جاودانگی انسان و زندگی پس از مرگ و وجود روح بر اساس منابع فلسفه‌ی غربی می‌پردازد.

این کتاب در بحث خداشناسی و خودشناسی و انسان‌شناسی هم حرف برای گفتن دارد و تمامی این مطالب نقل قول از فلاسفه‌ی غربی و برخی فیلسوفان شرقی است‌‌ و با توجه به مطالب آن می‌توان این کتاب را یک کتاب فلسفی و علمی و عرفانی در نظر گرفت.

این کتاب از جمله‌ی کتابهایی‌ست که ارزش چندین بار خواندن را دارد.

در خواندن کتاب باید دقت شود و هر خط آن نیاز به فکر و فهمیدن دارد و نباید به صورت روزنامه‌ای خوانده شود. 

جا دارد که انتشارات اقبال ، این کتاب را چاپ مجدد نماید و در دسترس عموم قرار دهد تا نسل‌های جدید و جویای دانستن از مطالب آن استفاده کنند‌.

همچنین باید از نویسنده‌ی آن تشکر و قدردانی کرد که کتابی به این زیبایی نوشته و برای خودش باقیات‌وصالحات به جای گذاشته است.

این کتاب به سؤالات و مطالب زیر پاسخ می‌دهد:

آیا خدا وجود دارد؟

دلیل خلقت انسان چیست؟ یا چرا من به دنیا آمده‌ام؟

آیا گناه‌کردن ما بر سایر موجودات تأثیر دارد؟

آیا انسان جاودانه است؟ 

آیا زندگی پس از مرگ و روح وجود دارد؟

آیا مرگ، پایان است و یا انتقال به مرحله‌ای دیگر است برای ادامه‌ی زندگی؟

آیا انسان موجودی زنده است و می‌تواند زندگی ببخشد و زندگی او جاودانه است؟ و ... .


این کتاب در آگاهی دادن و روشن کردن انسان نسبت به خودش و جایگاهش و تغییر دید و نگاهش به دنیا و مرگ ، حرف برای گفتن دارد و می‌توان گفت که پس از مطالعه‌ی با دقت کتاب و پذیرش مطالب آن ،تغییری در درونت احساس می‌کنی! البته باید بر روی این تغییر کار کنی و ثابت قدم بمانی وگرنه شب که خوابیدی و صبح فردایش از خواب بلند شدی همان آش و همان کاسه خواهد بود...

* برخی نکات کتاب:

۱. مطالب کتاب کاملا روان و قابل فهم است اما به دلیل چاپ قدیمی کتاب(سال ۶۱ خورشیدی) برخی کلمات به شیوه‌ی نگارش آنروز به هم چسبیده‌اند مثل : ( بعدم ) که منظور ( به عدم ) می‌باشد... ؛ شاید این موضوع مقداری خواندن کتاب را برای افراد ناآشنا سخت کند...

۲. داستان صفحات ۱۷۶ تا وسط صفحه‌ی ۱۹۲ و عکس مربوط به آن ، چندان برای من قابل قبول نیست.

ص۳کتاب بعد ناشناخته تالیف محسن فرشاد انتشارات اقبال چاپ۶۱

ص ۵۳کتاب بعد ناشناخته تالیف محسن فرشاد انتشارات اقبال چاپ۶۱

ص ۲۰۷کتاب بعد ناشناخته تالیف محسن فرشاد انتشارات اقبال چاپ۶۱

ص۲۱۲کتاب بعد ناشناخته تالیف محسن فرشاد انتشارات اقبال چاپ۶۱


اما متأسف شدم که این کتاب نزدیک به ۱۵ سال در کتابخانه‌ی شخصی‌ام بوده و اینقدر دیر آن را مطالعه کردم، البته در ۱۵ سال پیش حدود ۲/۳ آنرا مطالعه کرده بودم اما سطح سواد و معلومات و میزان فهم و درک مطالبم در آنروز با امروز تفاوت داشته و دارند ، یعنی تفاوت فهم و درک یک جوان ۱۸ ساله با یک نیمچه مرد ۳۳ ساله! و امروز شاید کتاب را بهتر می‌فهمم و یا شاید مطالب کتاب ، جوابی به ندانستن‌هایم است که در آن روزگار این ندانستن‌ها و این مطالب چندان برایم مهم نبوده‌اند!

این کتاب را حداقل یکبار با دقت بخوانید‌. به نظرم خواندن این کتاب بر هر مسلمان و بر هر مؤمنی لازم است.

* تاریخ اولین مطالعه به طور ناقص : ۱۳۸۲/۱۲/۱۳

* تاریخ مطالعه‌ی دوم: ۹۷/۰۲/۰۹( یکشنبه ۱۲:۵۰) تا ۹۷/۰۳/۰۹ ( چهارشنبه ۲۳:۵۵) . 


الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

 برای اینکه به ما زندگی بخشید ، زندگی نه به معنای حضور در دنیای خاکی که این‌هم جای شکر دارد ، بلکه زندگی به معنای جاودانه بودن ! 


حبیب سهرابی

بیجار گروس

۱۳۹۷/۰۳/۱۰


  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: کشتار یک ملت

نویسنده: آرنولد توین بی

ترجمه: محمد فاضل ملک نیا

انتشارات: نشر پرسش ( اصفهان - صندوق پستی ۸۱۷۳۵۳۱۶ )

تاریخ چاپ : چاپ اول اسفند ۱۳۷۴

شابک : ندارد

تعداد صفحات: کتاب ۱۲۶ صفحه دارد ( تعداد صفحات شماره گذاری شده توسط ناشر: ۱۱۹ ص)

* تاریخ ورود به کتابخانه‌ی شخصی: ۹۶/۱۲/۲۹

جلد کتاب کشتار یک ملت نوشته آرنولد توین بی ترجمه محمدفاضل ملک نیا نشر پرسش

* معرفی و بررسی:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب یک کتاب تاریخی است که با استفاده از منابعی که معرفی می‌کند به کشتار ارمنی‌ها توسط امپراطوری عثمانی در سال ۱۹۱۵ ( در سالهای جنگ جهانی اول ) می‌پردازد.

 آن‌چیزی که من از کتاب فهمیدم این است که بعد از آغاز جنگ جهانی اول، ترکیه یا همان عثمانی آن‌زمان ، به نفع آلمان وارد جنگ می‌شود و مردان را به شرکت در جنگ دعوت می‌کند، اما ارمنی‌ها به این دلیل که این جنگ را جنگ میهنی( یا ملی) نمی‌دانند از شرکت در جنگ خودداری می‌کنند؛ حکومت عثمانی هم به همین بهانه و بهانه‌های دیگر تصمیم به تبعید ارمنی‌های به مناطق دور از جبهه می‌گیرند که در این تخلیه‌ی مناطق ارمنی‌نشین و نقل‌وانتقال و تبعید ، آن کشتار و جنایت معروف به « کشتار ارامنه » اتفاق می‌افتد که شامل گرفتن اموال و خانه، قتل و کشتار مردان و زنان، تجاوز به زنان و دختران و فروش آن‌ها ، مرگ و میر ارمنی‌های در مسیر انتقال بر اثر گرسنگی و مریضی و ...می‌شود.

بر اساس مطالب کتاب ارمنی‌های ایران( ارومیه و میاندوآب) هم در طول جنگ از مزاحمت امپراطوری عثمانی بی‌بهره نبوده‌اند. همچنین بر اساس کتاب ، کُردهای عثمانی نیز در این جنایت کمک‌کار ترک‌های عثمانی بود‌ه‌اند. 

بر اساس مطالب و فعل‌های کتاب، این طور به نظر می‌رسد که کتاب در همان سال‌های جنایت و یا مدت کمی بعد از آن نوشته شده است. 

بیشتر اطلاعات کتاب بر اساس گزارش کمیته امریکا (گ.ک‌‌.ا) می‌باشد.

همچنین کشورها(یا حداقل بخشی از کشورهای) عراق و سوریه جزو امپراطوری عثمانی بوده‌اند که ارمنی‌ها به آنجا تبعید شده‌اند .( حلب، دیرالزور، قونیه و ...)

برخی مطالب کتاب در خصوص تربیت و آموزش ارمنی‌ها ، بر اساس فرهنگ اروپا و تمدن غربی توسط مبلغان مذهبی امریکا ( ص ۳۱ ) ، که به نظر من این کار باعث تفاوت فرهنگشان با سایر مردم اطرافشان می‌شده است ، من را به یاد این ماهواره‌ای‌های کشور خودمان انداخت که از طریق ماهواره توسط بهائیان و فرهنگ غربی تربیت شد‌ه‌اند و این تفاوت فرهنگی و تربیتی باعث مشکلاتی در فرهنگ و جامعه شده است!. 

بعضی از مطالب کتاب مثل فروش زنان و دختران و ... انسان را به یاد اعمال « داعش » می‌اندازد.

همچنین ترجمه‌ی کتاب روان و قابل فهم است که باید از مترجم تشکر کرد. 

با این کتاب بعد از خواندن کتاب « شهر رزمنده » آشنا شدم.

ص ۳۵ کتاب: کشتار یک ملت ، نویسنده: آرنولد توین بی ، ترجمه: محمد فاضل ملک نیا ، انتشارات: نشر پرسش ، چاپ اسفند ۱۳۷۴

ص ۴۲ کتاب: کشتار یک ملت ، نویسنده: آرنولد توین بی ، ترجمه: محمد فاضل ملک نیا ، انتشارات: نشر پرسش ، چاپ اسفند ۱۳۷۴


* نکات چاپی کتاب: 

۱. کتاب دارای فهرست است اما شماره صفحات مطالب  نوشته نشده است.

۲. شماره‌گذاری صفحات کتاب از صفحه‌ی ۷ شروع می‌شود یعنی در صفحه ۷ کتاب شماره‌‌ی ۱ نوشته شده است.


  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: احیاء قلبی تنفسی (آموزش ساده و قدم به قدم)

تدوین و ترجمه: دکتر هومن قصری ، دکتر سیامند انوری

چاپ: اول ۱۳۸۰ جمعیت هلال احمر کردستان

تعداد صفحات: ۴۸ ص.+ مصور

موضوع: کمک های اولیه

شابک: ۹۶۴۰۶۰۴۲۳۲ | ISBN 964-06-0423-2

* محل نگهداری کتاب: کتابخانه هلال احمر شهر بیجار

جلد کتاب احیا قلبی تنفسی

* معرفی و بررسی:

این کتاب به صورت جمع و جور و سریع به شما کمک می‌کند تا احیاء قلبی -تنفسی یا همان CPR را یاد بگیرید. CPR شامل تنفس دادن به مصدوم و ماساژ قلبی مصدوم می‌باشد.

با این کتاب در بعد از ظهر روز یکشنبه ، ۹۷/۰۱/۲۶ ، تنفس و ماساژ قلبی برای مصدوم را بهتر فهمیدم و یاد گرفتم.

البته نکات کوچکی در کتاب وجود دارد که مقداری موجب ضعف کتاب شده: من از بعضی تصاویر مربوط به تنفس دهان به دهان خوشم نیامد و می‌شد از تصاویر مناسب‌تری استفاده کرد ؛ در ص ۴ ، موقع خواباندن مصدوم به پشت، در مورد دست دیگر مصدوم که باید در امتداد بدن قرار داده شود ، مطلبی بیان نشده است؛ ص۷ تصویر مربوط به زبان مصدوم و ص۴۱ تصویر مربوط به مردمک چشم به دلیل سیاه و سفید بودن تصاویر ٰ واضح و قابل فهم نیستند.

ص ۲۶ کتاب احیا قلبی تنفسی ماساژ قلبی

  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi
  • ۰
  • ۰

نام کتاب: نژادپرستی دولت اسرائیل ( مجموعه‌ی اسناد و مدارک درباره‌ی جنایات صهیونیست‌ها علیه خلق فلسطین و ملت عرب )

نام نویسنده: ایسرائل شاهاک

مترجم: امان‌الله ترجمان

انتشارات: توس ، اول خیابان دانشگاه تهران

چاپ جواهری خرداد ۱۳۵۷

تعداد صفحات: ۲۶۳ ص.

* محل نگهداری کتاب: کتابخانه عمومی شماره یک شهر بیجار

جلد کتاب نژادپرستی دولت اسرائیل، نوشته ایسرائل شاهاک، ترجمه امان الله ترجمان



* معرفی و بررسی:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب شامل اسنادی از روزنامه‌ها و اعلامیه‌های چاپ شده در اسرائیل و مقالات و فعالیت‌های نویسنده‌ی کتاب در خصوص جنایات صهیونیست‌ها علیه فلسطینی‌ها می‌باشد. مطالب کتاب و اطلاعات موجود در آن مربوط به سال ۱۹۷۵ م. (۱۳۵۴ خورشیدی) و قبل از آن می‌باشد یعنی در دوران نخست‌وزیری « گلدا مایر»، نخست‌وزیر زن اسرائیلی و « موشه دایان » : وزیر دفاع اسرائیل.
کتاب از زبان فرانسه به فارسی ترجمه شده است.
 نویسنده در این کتاب با بررسی و توضیح و بیان زندگی غیر یهودیان در اسرائیل  ، مردم اروپا و در واقع مردم جهان را از حقایق و ظلم‌های دولت اسرائیل و نژادپرستی آن، آگاه می‌کند.
 این کتاب با توجه به دست اول بودن اسناد و یهودی و اسرائیلی بودن نویسنده‌ی آن، سند معتبری بر اشغالگر بودن رژیم صهیونیستی است و منبع موثق و معتبری برای تحقیق و به ویژه دانستن نسل جوان است.
نویسنده کتاب، خود  تحصیل‌کرده و ساکن اسرائیل بوده است که در نهایت به دلیل اعتراض به ظلم و جنایات دولت اسرائیل ، به نوعی از مردم و دولت اسرائیل طرد می‌شود.
با این کتاب بعد از خواندن کتاب « تروریسم صهیونیستی» آشنا شدم.

* نکات کتاب:
۱. نحوه‌ی تصرف و غصب زمین‌های فلسطینیان (ص۲۳۲ به بعد)
۲. نحوه‌ی اخراج اعراب مسلمان و مسیحی از فلسطین و خراب کردن خانه‌اشان و جدا کردن خانواده‌ها از یکدیگر و به‌ویژه ندادن اجازه ملاقات به آنها در سرزمین خودشان که از نظر من بسیار دردناک و زجرآور است(  لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِینَ)
۳ . بیان رازها و حقایقی پنهان از صهیونیست‌ها و حکومت اسرائیل
۳. دادن اطلاعاتی درخصوص اینکه فلان شهرک یهودی نشین بر روی چه قسمتی از سرزمین فلسطین قرار گرفته است. مثلا ساخت فلان‌ شهرک بر روی قبرستان اعراب( صفحات ۴۳-۴۵-۷۳... و صفحات آخر کتاب)
۴. نژادپرستی و ظلم دولت اسرائیل به فلسطینیان مسلمان و مسیحی سرزمین‌های اشغالی(=اسرائیل) ، حتی آنهایی که تابعیت دولت اسرائیل را پذیرفته‌اند! و تبعیض در بین یهودیان ملیت‌های مختلف و سیاه‌پوست!
۶. بیان این راز که چرا دولت اسرائیل به دنبال جنگ است( ص۷۳)
۵. بیان اطلاعاتی در خصوص اینکه چه تعداد روستا و قبیله در فلسطین توسط اسرائیل ، ویران و طرد شده‌اند که جالب و حیرت‌آور است ! (  لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِینَ)

** نمی‌دانم نویسنده‌‌ی این کتاب زنده هست یا نه، اما ای کاش می‌شد دانست که نظرش در مورد « ایرانی‌های مسلمانی که با نشستن پای ماهواره و تغییر دیدشان،دلسوز اسرائیل هستند » چیست؟! (  لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِینَ )
حبیب سهرابی 
بیجار گروس
۹۷/۰۲/۰۳

کتاب نژاد پرستی دولت اسرائیل نوشته ایسرائل شاهاک ترجمه امان الله ترجمان انتشارات توس۱۳۵۷
  • حبیب سهرابی / Habib Sohrabi